تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بعد جاهاى توقف آنها به تفصيل خواهد آمد . قرار رسم عبور از اسب و كالسكه و عرّاده مقرّر شده ، پياده معاف است . چوبى در سر هر بلوك متصل به راه نصب و قائم كرده و نام آن بلوك را و قدر مسافت راه به ورس معين نموده‌اند كه شخص مسافر بعد از ملاحظهء آن ستون خواهد دانست كه چقدر مسافت طىّ كرده و چقدر باقى است . و اين امر خيلى مستحسن و سهل الماخذ است . فى الجمله بعد از سوار شدن به گارت به اندك فاصله رسيديم به استانسياى اوّل موسوم به يلدر كه در نزديكى ده كنده‌سر واقع است . مباشر استانسيا بعد از ملاحظه پاوروژنا بدون تأمل اسب‌ها را عوض كرده روبه‌راه نهاديم . پاوروژنا به معنى سفارشنامه است كه سه درجه دارد : يكى به مرتبه‌اى است كه بر پست دولتى تقدّم دارد . دويم از پست موجز و از ديگران مقدّم . سيم فقط براى آنست كه دربارهء دارندهء آن گمان [ كذا ] احترام را معمول دارند . راه از ايروان رفته‌رفته سربالا است . در همه‌جا تند مىرانديم تا رسيديم به استانسياى دويمى ، مسمّى به دامجلى . اين پست‌خانه در آبادى واقع است . آب خوب و گوارايى داشت . باوجود آن‌كه در ميان حوض چوبين بود خنك‌تر از برف آب بود و در اين مدت سفر ، به لذّت آن آب در هيچ‌جايى ديده نشد . عمارت اين سمت‌ها غير از خانه‌هاى چوبى چيزى ديگرى نيست . مسلمان در اين ديار كمتر است و نادر يافت مىشود كه به زبان تركى تكلّم نمايند . بعد از سوارى از اين منزل در همه‌جا ميان زراعت و سبزه‌زارها سير مىنموديم . الحق چه جاهاى باصفايى بود كه چشم از تماشا سير نمىشد . خصوص كه درختان گوناگون و گلهاى بوقلمون ، كوه و بيابان را فراگرفته ، به خضرت و نضرت فرح‌بخش ارواح مىشد . بعد از مدتى به استانسياى سيمى كه اخده است رسيديم . چون خالى از آبادانى بود توقّف ننموده گذشتيم . مقارن غروب آفتاب به استانسياى چهارم موسوم به ينوق رسيديم و به جهت استراحت رد نشده ، شب مانديم . ينوق دهى است همه ارمنىنشين . زبانى را به غير از روسى و ارمنى بلد نيستند . رودخانهء