تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
آن ضلع منحرف خطرناك غفلت كرده ، تند مىراند و نزديك بود كه همگى پرت و سرازير شويم . ناگاه قراول بيرون آمده به اضطراب تمام خبردار كرد كه گارت را باز داشته و اگر دقيقه ديگر گارت به همان رفتار مىبود ، اسبان و گارت و خودمان در معرض تلف بوديم . بعد از عبور از آن محل خطرناك ، در ميان مه كه اطراف فضا را گرفته و هوا را سرد كرده بود ، راه را قطع كرده ، به قريهء چوبوق‌لو رسيديم . اين قريه در دامنهء كوه در ابتداى سربالايى كوه دليجان واقع است . از اينجا گذشته سربالا مىرفتيم تا بعد از طى مسافت بعيده به قلهء كوه رسيديم . چون بعد از آن راه سراشيب است گارت به تأنّى و آرام مىرفت . به اندك فاصله وارد ده سيمنوفسقايا مشهور به سمنوق رسيديم . قريه در وسط قلّه كوه واقع است . استانسيا در وسطآبادى است . در اينجا خاك ايروان تمام و اوّل خاك الىزابت بيل است ، يعنى گنجه و قره‌باغ . تمام اطراف و جوانب جنگل پر از درختان قوىهيكل است . هوا تاريك . سطح زمين را مه گرفته بود . چشم همديگر را نمىتوانست ببيند . ترشّحات باران در برگ درختان مملو بود . در حقيقت خود هوا و فضاى اينجا مولد رطوبت است . بعد از صرف نهار سوار گارت شده ، عزيمت دليجان نموديم . چون راه سراشيب بود ، چهار اسب به گارت بسته به راه افتاد . چون برق خاطف در تك‌وپو بود . اگر در ساير جاها هر ورس را در پنج دقيقه طىّ مىكرد در اين استانسيا هر ورسى را در دو دقيقه طى مىنمود . در اين چند منزل راه را از وسط جنگل گذرانيده ، گدوك و ساير جاهاى صعب را پيچ و خم داده ، راه را وسعت داده‌اند و به‌طورى هندسى كرده‌اند كه زحمت صعود و نزول مسافت اين كوه به هيچ‌وجه معلوم نيست . سطح جنگل مانند خلد برين مزيّن بود . درختان قوىّ به هم پيچيده و انواع ازمار رنگارنگ شميم به دماغ جان انداخته ، باد مىوزيد و ورق گل نثارى مىكرد . با تماشاى گل و رياحين در ميان مرغزارها و چمن‌ها ره‌سپر بوديم تا به معمورهء قصبهء دليجان كه