با فراز و نشيب طىّ شد .
بيست و پنجم جمادى الاولى 97
تمامى امشب باران مىباريد . صبح هم كه حركت مىشد ، هنوز قطع نكرده بود كه با همين حالت در همهجا با شعب كوهها و درّهها خط باريك راهى را كه از كمرهء همان كوه مرتفع امتداد يافته بود پيش گرفته و رهسپر شديم . قلّه اين كوه چنانكه در رفعت پيدا نبود به همان اندازه ، حدّ عمقيّت درّهها هم غير متصوّر بود . در سر راه سنگها طبقهطبقه روهم از سر تا پا بهطورى اتفاق افتاده بود كه سواره رفتن و از روى آنها گذشتن خيلى دشوار بود . اكثر جاها پرتگاهها را پياده با كمال احتياط عبور كرده ، خود را از خطرگاهها محافظت مىكرديم . هرچند پيمودن اين راه به حدّى سخت و صعب بود كه ما فوق تقرير و تحرير است ، ولى صفا و فضاى تماشاى جنگل ، خصوص در حالتى كه تازه باران ايستاده و مه و ابر سر كوه را پوشانيده و برف لكهلكه باقىمانده و چشمههاى برف آب از كوهسار و صداى ريزش آبشار زحمت راه را به كلى فراموش مىكرد ، از زير هر درختى چشمهء آب زلالى در جريان و از وسط هر درّهاى آبشارى در سيلان بود ، طراوت زمين و اعتدال هوا مفرّح دل هر غمگين و مروّح قلب هر محزون بود .
فى الجمله شتران باركش از سختى راه در يورت محمد از رفتار بازماندند . دو نفر دليلى كه همراه داشتيم در يورت مزبور راه كلبير را ترك كرده رو به مشرق از سرهيال سختى دلالت كردند . همهء اين سراشيب اين راه را اضطرارا پياده طى نموديم . بعد از آنكه اين مسافت تمام شد ، در پايان درّه به دهى كه مسمّى به كيقباد و رودخانهء بزرگى از توىآبادى جارى بود رسيده ، از كنار آن گذشته ، پس از طىّ چند عقبه ديگر به قريهء عرب شاه رسيديم .
اطراف اين ده جميعا سنگ و اين قريه در توى در بند اتفاق افتاده ، ملكيّت اين قريه و بعض دهات متصل به آن تعلّق به محمد حسن خان پسر على پناه خان دارد . در اين ايام بعض خوانين تعدّى كرده ، دست تصرّف او را كوتاه كردهاند و در ازمنهء سابقه خانوادهء آنها خيلى معتبر و متموّلتر بود ، ولى در اين زمان از حوادثات روزگار از قوّه و استطاعت سابقه افتاده ، پريشان شدهاند . شب در اينجا توقّف شد .