بيست و ششم جمادى الاولى 1297
صبح زود از قريهء عرب شاهكوچ شد . امروز در حين حركت باران به شدّت مىباريد . به مسافت نيم فرسخ از قريهء مزبوره ، راه سخت و سنگلاخ بود تا به تنگهاى كه راه منحصر به عبور كردن از وسط آن است ، لا بد از وسط دو پارچه سنگى كه ارتفاع هريك از 20 ذرع متجاوز است ، بايد عبور كرد و اين دربند انتهاى محال كرمدوز و اوّل خاك چهاردانگه است . بهقدر دو فرسخ پيش رفته در يمين و يسار راهآبادى زياد ديده مىشد . چشمهها و آبشارها در اينجاها جميعا رو به جنوب جارى مىشود كه همگى در نزديكى كليبر رودخانهء معظمى شده به رود ارس مىريزد . به فاصلهء سه فرسخ از قريهء عرب شاه به قريهء يوزبند رسيده ، توقف شده و اين قريه متعلق به طهماسب قلى خان يوزباشى است .
بيست و هفتم شهر جمادى الاولى 97
از يوزبند الى اهر راه هموار است و مانند ساير جاها صعب نيست ؛ به همه جهت در بين راه يك كوهى است كه از گردنهء آن موسوم به اوبن از مشرق رو به مغرب امتداد يافته است ، بايد عبور كرد . در حقيقت اين عقبه اوبن حد و سدّ ما بين دو محال دهله و اهر است . از قلّهء اين كوه كه تقريبا ارتفاع آن دويست ذرع است تمام جلگه قصبهء اهر و دهات نزديك به آن نمايان است . دهات خيلى معتبر در جنب دست راست راه واقع است كه از جملهء آنها قريهء آغچه قشلاق و بيوك درّه و آغ درّه و زگلو است . از قريه زگلو تا قصبهء اهريك فرسخ و نيم راه است .
در اين موضع ، جميع علماء و اشراف و ساير اهالى شهر به ازدحام تمام به استقبال آمده بودند . حاكم حاليهء قراجه داغ در اين وقت مقرّب الخاقان آقاخان سرتيپ افشار بود . ايشان نيز محض پذيرايى و حفظ مراتب احترامات جناب آقائى ثقة الاسلام تا قريهء مزبوره تخت روانى با چند رأس از اسبان يدكى فرستاده بود .
جناب آقا سوار شده در ساعت سه به غروب مانده وارد قصبهء اهر شده ، در دار الحكومه منزل شد .
[ دربارهء اهر و مقبرهء شيخ شهاب الدين اهرى ]
مركز حكومت هيجده محال سابق الذكر قراجه داغ ، قصبهء اهر است كه خود