اهر به فاصلهء دوازده فرسخ در سمت شرقى تبريز در جلگهء وسيعى اتفاق افتاده و دور اين عرصه وسيع را كوهها از چهار سمت فراگرفته است . در سمت جنوبى آن كوه قاشقا و طرف شمالى كوه سان بوران و المان واقع است . در جانب مشرق كوه مرتفع معتنابهى نيست مگر اينكه كوه قاشقا امتداد يافته در سمت مشرق آن گذشته ، به كوه سوالان متصل مىشود ؛ و از دو جانب جنوب و شمال قصبه دو رودخانهء عظيمى رو به مشرق جارى شده ، در خارج شهر هردو ملحق بهم شده ، آنوقت بيوك چاپى موسوم مىگردد . گويند كه در فصل بهار آب اين رود به حدّى طغيان مىكند كه عبورومرور از آن غيرمقدور مىشود و از جهت نبودن پل اغلب اوقات تلفات زياد به عابرين وارد مىآيد . هم در اين روزها سه نفر را از اهالى اينجا آب برده بود .
آبادى اهر از جهت خانوارى اندرون و بيرون قصبهء معمورش داراى سه محله است موسوم به نخجلوانلو و ساداتلو و عباسلو . عدّهء خانوارش سه هزار نفر است ، ولى عدّه نفوسش درست معلوم نيست . آبش از چشمههاى خوب و زلال است كه دوازده چشمه على الاتصال از توى كوچهها و خانهها جارى است .
معتبرين آنها چشمهء ابو اسحاق است . سه حمّام دارد كه يكى وقف طلّاب است .
يك باب مسجد جامع بزرگى دارد . از طبقهء علما معدود مىشود مجتهد و قاضى و شيخ الاسلام و امام جمعه . اسم مجتهد ميرزا عبد الغنى است . ديگر از علماى با فضل اين قصبه آخوند ملا محمد امين العلما است كه شخص فاضل و عالم و كاملى است .
از اراذل و اجامر اين ولايت ، گاهگاهى شرارت و افساد ديده مىشد ، خصوص كه محرّك و مقوّى هم باشد ، چنانكه در اين اوقات الواط و بىسروپايان اينجا غوغا و آشوب زيادى كرده بودند ، به حدّى كه از جانب آنها بعض حركات بىقاعده نسبت به حاكم و آدمهايش صادر گشته بود . در هنگامى كه عرصه از هر طرف براى حكومت تنگ شده بود از حسن اتفاقات عبور جناب آقائى ثقة الاسلام از اين جاى پرغوغا اتفاق افتاد . به حمد للّه از مقدم شريفشان كدر و ملالى كه ما بين حكومت و اهالى بود بر طرف شده ، صفا و مسالمت حاصل شد . امنيّت كه از خود اين معموره و اطراف آن مرتفع شده بود ، اعاده شد .
در روز دويم توقّف حكم احضار از تبريز رسيده ، خان حاكم هم از محل
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص٢٧٠