نيست و چنانكه در ساير امصار دولت روس رسم است كه وجوهات نقديه هر ولايت را به مركز آنجا كه محل حكومت است جمع مىآورند ، در اينجا نيز بعد از وضع مخارج ولايتى هميشه سى هزار منات وجه نقد موجود است كه در موقع احتياج به مصارف لازمه مىرسانند .
وجه تسميهء اين قلعه به شوشى به مناسبت بودن اين مكان از اراضى ده شوشى نام كه در جهت شمال آن به فاصلهء نيم فرسخ واقع بوده و حالا هم بالفعل آباد و معمور و ارمنىنشين است ، [ مىباشد ] .
در وقت بناى قلعه به باروى او سه دروازه قرار دادهاند : يكى در جانب جنوب مشهور به خليفلو است كه راه نخجوان از آنجا امتداد مىيابد و به تازگى همان راه را تعمير كرده ، بطور شوسه تا اردوباد مرور داده ، به نخجوان متّصل خواهند بود . دروازهء ديگر در سر راه گنجه و تفليس مشهور به جوانشير و مروان در سمت غربى قلعه واقع است . عمارات عاليه ابراهيم خليل خان و مهديقلى خان و نواب بهمن ميرزا متصل به همين دروازه است . دروازه سيمى واقع در سمت شرقى است كه حال مسدود و متروك است . همهء آبادى در محوطه بارو به طبقات روى هم اتفاق افتاده ؛ جماعت ارامنه در سمت جنوبى شهر در محلهء مخصوصى است . كوچهها را به طرح جديد مىاندازند كه همگى در خط مستقيم باشد . دو راسته بازار و يك ميدان وسيعى دارد . كسانى كه از اهل قلعه مشغول خدمات دولتى هستند ، زبان روسى را مىدانند ، مابقى اهالى به زبان تركى متكلّماند . ابريشم و پشم از محصولات اين ولايت است . اسب قراباغ مشهور آفاق است . مصنوعات خود قلعه ، قالى و كناره و جاجيم و قاليچه و دستمالهاى ابريشمى است . قالىهاى اين ولايت را مىتوان با قالى فراهان و كردستان موازنه نمود و يكى از جمله آثار آبادى قلعه اين است كه تا چندى قبل براى ساكنين قلعه آب جارى و گوارا ممكن نبود ، ولى در اين چند سال جناب آقا سيد حسين زوج صبيّه مهديقلى خان بذل همّت نموده ، از رودخانهء كور [ كه در ] مسافت بسيار زيادى واقع است ، بهقدر يك سنگ آب از زير زمين از شعب و قلل جبال گذرانده در وسط قلعه بيرون آورده ، بهطورى كه همه اهالى بدون زحمت مشروب و سيراب مىشوند .
عدّهء خانوار قلعه تقريبا پنج هزار نفر مىشود كه نصفش ارمنى و روسى
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص٢٥٨