اطراف و جوانب آن دژهاى عميق و پهناور است براى بناى قلعه بپسنديد و طرح قلعه را ريخت . پس از آن پسرش ابراهيم خليل خان كه شيوهء پدرش مطبوع او بود ، قلعه را وسعت داده و از طرف غربى بارويى محكم كشيده و بهطور مارپيچ از سمت شمال كه متصل به خزينهء درّهسى است مرور داده ، از طرف غربى تا مقابل نقطهء جنوب استوار ساخت كه از دو جانب شرقا و جنوبا بهطور دايره تا خزينه درّهسى و درّه كنگرلو منتهى مىشود . عمق هريك از آن درّهها بيشتر از هزار ذرع است .
باعث اشتهار استحكام قلعهء شوشى به دو جهت است : يكى به واسطهء ابنيهء محكمهء زيادى است كه پناهخان ساخته بود . ديگر وضع استحكام فوقالعادهء آن است كه بهطور طبيعى وجود يافته كه به واسطهء درّههاى عميق به مثابه خندق خداآفرين دور او را احاطه كرده كه اگر در مزقلها « 1 » و كنگرههاى ديوار آن پانصد تفنگچى بايستد ، محال است صد هزار لشكر آراسته بتوانند آنجا را مسخّر نمايد .
در پنجاه و شش سال قبل كه دولت روس اينجا را متصرّف شد ، قطعنظر از استحكامات طبيعى و مصنوعى ، همواره تداركات لازمى را در داخله قلعه ممهّد و مهيّا مىداشت ، ولى از چندسال به بعد به چندين ملاحظات قوهء نظامى را از قلعه كمتر كرده ، بهطورى كه گويى من بعد به هيچوجه در مقام ضرورت محتاج به استحكامات اينجا نخواهد شد و از اين جهت بىاعتنايى است كه به تدريج از چند جا خرابى به ديوار قلعه وارد آمده ، اما از آن طرف در شمال غربى قلعه به فاصلهء هشت ورس در نقطهاى خيلى متينى كه استحكامات آنجا نيز بدين درجه است ، شهر جديدى موسوم به اشتاب بنا نموده و تداركات عسكرى را در آنجا فراهم آورده است .
از قرارى كه ذكر كردند ، هشتصد نفر سالدات و چهارصد نفر سوار قزاق و شانزده عرّاده توپ مستعد دارد ؛ ولى انبار باروت و انبار غلّه كه آذوقهء قشون ساخلوى است ، هنوز در خود قلعه است . غير از اينها ساير ملزومات قشونى هر چه در قلعه بود ، به آنجا حملونقل نمودهاند . بالفعل در خود قلعه قشون مستعد به جز پانصد نفر سالدات و چهارصد نفر قزّاق مستحفظ استعداد حربيّهء ديگر
هامش
( 1 ) مزغل يا مزقل روزنهء باريك در حصار قلعهها براى تيراندازى .