تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

[ حركت از قلعه شوشى به سوى سرحد ] يكشنبه پانزدهم جمادى الاولى

امروز صبح از قلعه حركت شد به طرف سرحدّ . راه ما بين مشرق و جنوب از دروازه تا رودخانه سرازير مىشود . اين رودخانه از كوه كرسن جارى شده و از خزينهء درّه سى گذشته به رودخانه غرغر ملحق مىشود . به فاصله دو ورس ، قريهء شوشى در سر راه است . جمعى كه به مشايعت آمده بودند ، از اينجا مراجعت نمودند . بعد از طىّ مسافت دو فرسخ از قلعه ، در بين راه ، چشمه‌اى است كه قزح بلاغ گويند . از اينجا ابتداى جنگل است كه عبور كردن از وسط آن خيلى پرزحمت است ، خصوص كه باران هم مىآمد و هوا را مه گرفته بود . به حدّى كه چشم همديگر را نمىديد . خلاصه با زحمت زياد از وسط درختان قوىهيكل جنگلى گذشته به قراول‌خانه رسيديم كه متصل به قريه ميرزايوف بود . از آنجا نيز قدرى راه طى كرده به قريه نقىورت رسيده منزل نموديم . بعض خانه‌هاى جنگلى و ييلاقى در سر راه ساخته بودند كه از دور خيلى خوش‌آيند و خوش‌نما به نظر مىآمد . آبادى اين ده به مسافت كمى در كنار راه در پشت تپه واقع است كه جميعا ارمنىنشين است . مالك آن محمد باقر بيگ نامى از بيگ‌زادهاى قراباغ است . قبل از وقت تداركات لازمه را براى توقف و آسودگى جناب آقائى ثقة الاسلام مهيّا كرده بود ، شب در آنجا منزل شد .

دوشنبه شانزدهم جمادى الاولى

صبح وقت حركت از اين منزل هدايت آقا برادرزادهء مهدى قلى خان سابق الذكر كالسكه مخصوص به جهت سوارى فرستاده بود . او را سوار شده ، راه در همه‌جا مسطّح و سهل العبور و دو طرف راه را باز درختان جنگلى فراگرفته بود . همين‌كه مسافتى از اين منزل طى شد ، صخامت و درهمى درختان جنگلى آن‌طورها نبود بلكه در اكثر جاها مخصوصا زارعين براى وسعت محل كشت و زرع درختان را بريده جاى آنها را بذرافشان كرده بودند . باوجود اين اعتدال هوايش و صفاى زمينش و جريان آب‌هاى زلال از شعب و قلل كوهسارش ، مسافرين را از رفتار بازداشته به سكونت دعوت مىكرد . در زواياى كوهسار اين مكان كبك شكارى و قرقاول و ارغالى و بعض طيور و وحوش خيلى زياد است .