ترتيب دادهاند كه به مرور و دهور باقى و برقرار است . هرچند در بعضى جاهاى ديوار جزئى خرابى به هم رسيده ، ولى در حين لزوم ، سدّ به هجوم خصم مىشود و بهطورى سدّ و سديد است كه به جزئى تداركات جنگى عبورومرور براى هيچ قشون جنگى ممكن نيست . به فاصلهء چهار ورس از اين ديوار ، جادهء رودخانه را قطع كرده به طرف مشرق امتداد مىيابد و در اين مقام استانسيا و قراولخانهاى است كه در مقابل قراولخانه دو رود معظمى به هم متلاقى مىشوند . رودخانهء طرف يمين را خواجلو و رود طرف يسار را غرغر گويند .
در همهجا از رودخانهء خاچين كه ابتداى خاك قراباغ است تا خود قلعه ، سمت راست جاده ، محل سكناى طايفهء جلابرت و طرف چپ محال كپرلو است .
بعد از اين راه بسيار پيچ و خم و پست و بلند دارد . به فاصلهء ده ورس در توى درّهخان باغى است كه از املاك مهديقلى خان مرحوم است كه حالا از متملّكات صبيهء آن مرحوم است .
تا اين نقطه ، هر قسم از مال و دواب بهطور سهولت مىتواند طى مسافت نمايد ، ولى از اينجا تا به قلعهاى كه ده ورس است ، تقريبا يك فرسخ و نيم مىشود ، راه سربالا و سنگلاخ و بسيار صعب المسلك است و هر حيوانى را ممكن نيست كه اين راه را قطع و طى نمايد ، مگر آنهايى كه هميشه عادت كردهء اين راه هستند . مخصوصا در خانباغى كاروانسرايى ساخته و مال مكارى نگه داشتهاند كه احمال و اثقال را به قلعه حمل نمايند . تا چهار سال قبل از اين عبور و مرور از اين نقطه تا خود قلعه به واسطهء دشوارى راه و پرتگاهايش بسيار خطرناك و مشكل بود . بعد از آنكه از جانب دولت حكم به تسطيح آن شد ، به وسعت دو عرّاده رو راه را مسطّح كرده ، خوب هموار و آسان نمودند ، كالسكه و عرّاده بدون زحمت حركت مىكند . در اين موضع براى استقبال ، اعيان و اشراف و علما و خوانين و بيكزادگان قلعه سواره و كالسكه و ساير اهالى قلعه ، صغيرا و كبيرا از قلعه تا خانباغى راه را از عبور مرور مسدود نموده بودند .
نواب مستطاب و الا شاهزادهء اعظم بهمن ميرزا نيز دو نفر از شاهزادگان خود يكى بهاء الدين ميرزا و ديگرى جواد ميرزا را به استقبال جناب مستطاب آقائى ثقة
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص٢٥٤