ساكنين آن بلد ، از جمله جاهاى باصفايش جايى است موسوم به گلستان سابق الذكر كه در خضرت و نضرت چون خلد برين است . در وسط آبادى قصبهء مزبوره ميدان بزرگى واقع است كه دو سمتش دكاكين و ساير جهاتش ديوانخانه و قراولخانه است . در اين دكاكين ارامنه و مالاقان زياد به كسب و صنعت مشغول هستند . هفتهاى يك بار ، هفته بازارى دارد كه اهالى حولوحوش و گاهى از اهل قلعه به اينجا آمده خريد و فروش مىنمايند .
بيست و ششم ربيع الثانى 97
صبح زود از ترتر بيرون آمده ، جاده منحرف به سمت جنوب مىشود و راه مسطّح و بىزحمت است . به فاصله پنج ورس باغ بزرگى است مشهور به بيگلر ، از هر قسم درخت بارآور در آنجا كاشته شده ، ميوهجات اين باغ از بسكه زياد مىشود در وقت حاصل به متردّدين بدون قيمت هم داده مىشود . محال ترتر مسكن طايفهء جوانشير است كه ايل مزبور معتبر و متموّلترين ساير ايلات و طوايف قراباغ است . ابراهيم خليلخان و پناهخان كه ادعاى سلطنت را داشتهاند هم از اين ايل جوانشير بودند . تفصيل حالات ايشان در كتب تواريخ خصوصا در روضة الصّفاى ناصرى مبسوط و مشروح است ، حاجت اطناب نيست .
بعد از طى هجده ورس از ترتر ، آبادى است موسوم به كلچه ؛ در سر راه واقع است و نزديك است به رودخانهء خاچين ، به مسافت قليلى از جاده بالاتر از وسط آبادىاى مىگذرد كه او نيز موسوم به همين اسم است . در اين رودخانه محال ترتر تمام و ابتداى خاك قراباغ است .
[ شاه بلاغى و مسجد شاه عباس ]
بعد از طى دوازده ورس از رودخانهء خاجيين منزلگاه شاه بلاغى است كه واقع در بلوك كور است . در اين سرزمين طايفهاى كه موسوم به همين است است ساكن هستند . شاه بلاغى چشمهاى است كه بيشتر از دو سنگ آب دارد . تمامى آب اين چشمه از وسط سنگ بسيار بزرگى كه در كمرهء تپه واقع است ، جارى