- عليه السلام - كه از غايت شهرت محتاج تفصيل و بيان نيست . سيمى بناى قريش است و آنچه در اين خصوص از كتب تواريخ به نظر رسيده مجملا مىنگارد كه در سال 25 ولادت حضرت نبوى يا در سال 35 ولادت ، قريش را داعيه آن شد كه كعبه را از بيخ بركنده ، عمارتى از نو بنا كنند . و سبب اين شد كه بناى ديوارهاى كعبه بيش از قامتى نبود و سقفى نداشت . شبى دزدان مكه در وسط خانهء كعبه اشياء نفيسه و وجوهات نقديه هرچه مدفون بود به غارت بردند .
بدين سبب قريش به تجديدبناى كعبه پرداخته تا بيست گز بالا بردند و با شش ستون مسقّف نمودند . بعضى از علما گفتهاند كه كعبه بعد از حضرت ابراهيم ، با عمالقه و جرهم بود . بعد از انقراض حكومت آنها قريش استيلا يافت . پس اوّل كسى كه بعد از حضرت ابراهيم تجديد نمود ، قصى بن كلاب بود كه با چوب روم و جريد خرما مسقّف نمود .
چهارم عبد اللّه بن زبير است كه حضرت رسالت پناه به عائشه ( ر ض ) خطاب فرمودند : يا عائشه ! لو لا قومك حديثوا عهد بالاسلام لهدمت الكعبة و رددتها على قواعد ابراهيم و جعلت لها بابا شرقيا و بابا غربيا ، بناى قريش را منهدم ساخته ، چنانچه مطبوع طبع شريف حضرت خير البشر بود به اتمام رسانيد .
پنجمى بناى حجّاج بن يوسف است كه در هنگام مجادله با عبد اللّه بن زبير با مجانيق سنگ به جانب شهر انداخته و بدان صدمه ، بناى كعبه را از هم متلاشى نمود . حجاج بعد از تصرّف مكه به فرمان عبد الملك مروان بناى عبد اللّه را بركند و چنانچه در حال حيات حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بود برافراشت .
در روضة الاخبار مذكور است اوّل كسى كه بناى كعبه را گذاشت جناب آدم بود .
بعد از آن شيث نبيرهء آن جناب به تعمير آن پرداخت . در طوفان نوح - عليه السلام - آن بنا خراب شده ، موضع آن بسان تلّى زرّين بماند . پس از آن حضرت خليل الرحمان به عمارت آن مأمور شد . بعد از آن قوم عمالقه بنا نمودند و پس از آن قوم جرهم تجديد عمارت كردند و به قول بعضى عمارت جرهم مقدّم از عمارت عمالقه است و على اى حال بعد از آن قريش و عبد اللّه و حجاج از
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص١٧٤