اسم شد به مكه . شانزدهم راس ، كذا فى المشارق انتهى . مؤلف گويد همهء اسمائى كه نقل شد در كتاب قاموس و نهايه ابن اثير و مجمع البحرين مضبوط است به غير از اسم آخرى كه در هيچيك از كتب ثلاثه به ذكر آن نپرداختهاند و احتمال دارد راس ، وجه تسميه داشته ، ابو الوليد ازرقى در كتاب خود متعرّض آن نشده است .
در كتب فرس قديم براى مكه وجه تسميهء على حده نوشتهاند كه در زمان سلطنت مهاباديان اين مكان را مهاباديان مه مىناميدند كه به پارسى يعنى جاى پيكر ؛ زيرا در آن وقت پارسيان مانند ستارهها از زر و سيم آراسته در پرستشگاههاى خود مىگذاردند و بعد از آن از كثرت استعمال مكه شد .
كوه ابو قبيس كوهى است مشهور در قرب كعبه . جهت تسميه را بدين اسم چنين ذكر كردهاند كه ابو قبيس نام مردى بود از قبيلهء مذحج در آن كوه بنايى گذاشت و به نام آن مسمّى گرديد و همين كوه را آمين نيز گويند ؛ زيرا حجر الاسود را به جهت محافظت از طوفان ، حضرت جبرئيل در جوف آن به وديعه گذاشته بود تا هنگامى كه حضرت خليل الرحمان - عليه السلام - به بناى كعبه پرداخت و آن را برافراشت تا به جايى كه حجر را در آن مكان نصب كرده بود رسيد ، حضرت ذبيح اللّه پى سنگى كه فراخور آن مقام باشد ، مىگرديدند . ناگاه از كوه ابو قبيس ندايى برآمد كه امانتى از تو در جوف من مخزون است ؛ اكنون بيا كه امانت را تسليم كنم . حضرت ذبيح اللّه بدان مكان شتافت و حجر الاسود را در آنجا دريافت و با خود برداشته در جاى خود استوار داشت .
در ذكر بناى بيت و ما يتعلّق به است
آنچه از تفاسير و تواريخ مفصّله استنباط مىشود كعبهء معظّمه را پنج بار عمارت فرمودهاند . اوّل بناى حضرت آدم ابو البشر - على نبينا و عليه السلام - به اتفاق جبرئيل - عليه السلام . در اين خصوص اقوال مختلف است . دويمى بناى حضرت خليل الرحمان و اسماعيل عليهما السلام 1861 سال قبل از ميلاد عيسى