اين سه حمل ، حمل شامى است ؛ از جهت حمل كردن محمل عائشه ( ر ض ) كه در همهجا احترامات فائقه از اين جهت به عمل مىآورده . به اعتقاد اينكه همين چوبها محمل ام المؤمنين بود كه سوار مىشد . پردهء زرى و بعض تجملات زياد داشت .
شرافت حمل مصرى هم از جهت محمل حضرت صديقه كبرى فاطمه زهرا عليها سلام است كه اهل مصر با كوكبه و جلال زياد حركت مىدهند . با اين حمل هر سال پردهء بيت مبارك را به مكه معظّمه مىآورند كه تفصيل آن در موقع آن ذكر مىشود .
اسامى مكّه معظّمه - زادها اللّه شرفا و كرامة
از قرارى كه اهل لغت و روايت و ائمه احاديث و اخبار طرفين اسامى مكه را ضبط نمودهاند از آن جمله ابو الوليد ازرقى در كتاب نور الايضاح در تاريخ مكه « 1 » در باب سى و يكم تفصيلى ذكر نموده روايت مىكند مكه شانزده اسم دارد :
اوّلى مكه بهمعناى نقصان و هلاك كردن است و بدين مناسبت مكه را مكه ناميدهاند كه خداوند تعالى اكثر ظالمين را مثل اصحاب فيل و غيرهم در اينجا هلاك فرمود . و اين محل شريف ناقص مىكند گناهان و سيئات زائرانى را .
بعضى لفظ مكه را اختصاص به همان معمورهء شهر دادهاند ، و بعض ديگر به جميع حرم كه شانزده فرسخ است اطلاق كردهاند .
دويم بكّه : صاحب مجمع البحرين آورده است كه اعراب ما بين دو كوه را بكّه و اطراف آن را مكّه گويند ، و معنى بكّه به ماليدن و كوفتن و ازدحام نمودن ، بدين جهت است كه خداوند - جلّ شأنه - اعناق جبّارين و متكبّرين را در اين بلده به خاك ماليد و يا اينكه مردم در حين طواف ازدحام نموده يكديگر را دفع مىنمايند . و در حديث وارد است كه بكّه بدان جهت ناميده شده است كه مردم در اطراف آن گريه و زارى مىنمايند و بدين روايت بكّه مأخوذ است از بكاء .
چنانچه در روايت ديگر تصريح به آن شده .
هامش
( 1 ) نام كتاب ازرقى « اخبار مكه » است . روشن نيست نويسنده اين نام را از كدام منبع گرفته است .