جانب مشرق به كوه ابو قبيس كه متصل به صفا واقع شده و از طرف جنوب كه مقابل ركن يمانى است به جبل اجياد كه قلعهء ديوانى و مهمّات عسكريه در فراز آن اتفاق افتاده و از سمت مغرب متصل است به كوه قرن ، و از طرف شمال به شعب النور . در وسط شهر تلّى است بزرگ نزديك به مروه كه او را معلى نامند ؛ خانهء سيد ابو الفضل مطوّف در بالاى اين تلّ اتفاق افتاده . مجموع معمورهء شهر منقسم به 16 محله است . اسامى آنها از اين قرار است : جرول ، هازتى البالى ، شبيكه ، مسفله ، عجياد [ اجياد ] ، قشاشيه ، سوق الليل ، غزّه ، نقا ، شعب بنى عامر ، سليمانيه ، معابده ، قراره ، شاميه ، صفاف ، اجياد .
عمارات مكه همه از سنگ و تخته است . تا شش مرتبه خانه روى هم درست كردهاند . از جمله عمارت معتبرهء پرقيمت و عالى خانههاى شرفاى مكه است .
على الخصوص خانهء شريف حسين كه باشكوهتر از خانهء ساير شرفاست . مابقى خانهها آنقدر وسعت ندارد . در موسم حج ، اهالى مكه برحسب معمول خانههاى خود را به حجاج كرايه مىدهند . به تقرير خودشان اگر كسى مضايقه كرده در صورت لزوم خانهاش را به حجاج كرايه ندهد ، در آن سال ديده شده كه خيلى متضرّر شده . باوجود اين در مدّت يك ماه اتاقى را به معادل قيمت آن به حاجى كرايه مىدهند . از آن جمله كرايه خانهاى كه جناب آقا تشريففرما شده بودند ، قريب به هشتاد تومان پول ايرانى شد . پس از اين قرار ، منافع كلّى از اين فقره عايد آنها مىشود .
در مكه از اهالى خارجه كسى كه توطّن نمايد خيلى كم است . در موسم حج اغلب دكّاندارها از حجاج مىشود كه متاع ولايت خود را در اين چند روز به فروش رسانيده . بعد از اتمام اعمال حج باز به اوطان خود مراجعت مىكنند . در ساير اوقات نمىمانند مگر اهالى خود كه تقريبا 50 هزار نفر ساكن اين شهرند .
اهل شهر غير از زبان عربى كه با كمال فصاحت و بلاغت متكلّم هستند ، از كثرت مراوده و مخالطه حجاج هر بلد ، چندين زبانهاى مختلفه را نيز مىدانند .
اهل مكّه به علايم خطوط كوچكى كه در طفوليت به صورت آنها كشيده و آن
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: محمد رضا طباطبايى تبريزى
ص١٦٨