تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
داشته ومجوس وزرادشتى مرده را بر باد مىنهند جاماسب را در خاك نهاده‌اند وقبر أو را از سنگ پاره‌هاى آهن ساخته‌اند . اكنون خراب شده واز هم فروريخته وهركس كه پاره‌آهن از آنجا برگيرد راه باز نمىداند وبا خود نمىتواند آورد ، مگر باز جاى خود نهد وهر حاكم وصاحب منصب كه سوار در آن حوالي بگذرد معزول شود واز منصب بيفتد يا بميرد . روزى شيخ جمال بصرى كه ادرچاغ سلطان غازان « 1 » كه در فارس حاكم بود سواره در حوالي قبر جاماسب بگذشت ، نواب گفتند راه بگردانيم يا پياده شويم ، نشنيد واعتبار نكرد وگفت « هذا من فنارات « 2 » العجم » وبگذشت ، هم در آن سال معزول شد وبمرد . بعده ، دو موضع « 3 » در ولايت فارس است كه بوّان مىخوانند وگفته‌اند حق تعالى در دنيا چهار بهشت آفريده وآن غوطهء دمشق است ونهر الابلهء بصره وشعب بوّان فارس وصغد سمرقند واز غايت نزاهت وخرمى آن را بهشت دنيا مىخوانند . اما از اين دو بوّان ولايت فارس يكى در ميان يزد وشيراز است ودر شرق ابرقوه كه آن را بوّان كرمان مىخوانند وبوّان ديگر در طرف نوبندجان باشد كه از بهشت چهارگانهء دنياست . بعد از آن وقتي در خوزستان وبايى درافتاد وبسيارى از مرد وزن بمردند وباقي دماغشان مخبط گشت وديوانه شدند وبه حكم « الجنون فنون » اقتضاى ديوانگى ايشان آن بود كه هيچ جامه نمىپوشيدند ومىگفتند كه ما چنين سبكتريم وكارها آسانتر وبهتر مىتوانيم كرد وجامه نمىبايد خريد . حكيمى در آن ميان بود كه أطعمه واشربهء موافق مىخورد ومحافظت
هامش
( 1 ) - أصل : غازي . ( 2 ) - نسخهء روسيه : فشارات . ( 3 ) - أصل : موضعي .