ظاهر گشته وعمارات بسيار از آن ساخته ومعمور بود وشاخى مىرفت تا شمالي يزد وميبد وبسيارى مواضع از آن معمور بود از دامن تلى مىگذشت كه آن را زاج مىگويند « 1 » ومىرفت تا نزديكى ناين . وطايفهاى آن آب را رود سكزه مىگفتند وجمعى كاسه رود . وپيش از زلزلهء نيشابورى به مدتي تمام زلزلهاى سخت شد واز دو طرف اين كوه كه آن آب مىآمد سنگها بگسيخت ودره انباشته شد وآب باز أستاذ وشهر سكزه كه از آن آب معمور بود خراب شد وديگر قريهها وعمارتها كه بر كنار آن دو شاخ آب بود بكلى طافيه « 2 » ونامسكون گشت وبحيرهء سرحد خبيص وده سيف خشك شد واين زمان آن موضع را شهر لوط مىخوانند وحال آنكه شهر لوط در شام است ومجارى آن شاخ ديگر كه به يزد مىرفت ريگ بگرفت ودر شمالي يزد هنوز تلى چند هست كه ريگ سكزه مىخوانند .
وقتي اسفنديار پسر گرشاسب در دامن زاج « 3 » كوه وكنار كاسه رود چند روز مقام ساخت وبنياد شهري فرمود وآن را اسفنديار نام كرد واين دهى مختصر است واسفنجود « 4 » مىخوانند وبعضي ريگ گرفته است ومقدار سه چهار فرسنگ طول وعرض آن ريگها وتل است وآن را ريگ دير خوانند . گويند از حواريان عيسى يكى در آن نواحي رسيده بود وديرى ساخته وگبران آن ولايت خراب كردهاند ونامش مانده .
بعد از آن وسط عالم ، معمورهء عالم است كه قبة الأرض وسترة - الأرض مىخوانند وبعضي از شهرهاى عراق وخراسان ، آنچه شمالي باشد وموضعي چند جنوبي است كه فارس وبصره باشد .
هامش
( 1 ) - نسخهء روسيه : زارج كوه به جاى زاج .
( 2 ) - أصل : طافقه .
( 3 ) - نسخهء روسيه : زارج .
( 4 ) - أصل : اسفجود تصحيح از نسخهء روسيهء ونسخهء كتابخانه ملى .