تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
نيست . زيرا كه هر هيولاى جانورى كه مادهء أصل جبلت آن اندك باشد ، بزرگ نشود وخلقت وجثهء آن نسبت با ماده‌اى بود كه از آن پديد آمده باشد . مثلا هر گوسفندى به قامت وهيأت شترى نشود وگنجشكى چون ماكيانى نگردد وكرمى كه مادهء جبلت أو سيبى پوسيده باشد ، به اين مرتبه نرسد ، همچون ديگر كرمهاى ميوه وهمان روز بميرد وچون از رطوبت ميوه كرمى پديد آيد ، هرگز برگ سبز وچيزى كه غير ميوه باشد نخورد وممكن نيست كه جانورى كه از ميوه حاصل شود سه ماه زنده بماند . بعد از آن جانورى هست كه أو را اكنوس « 1 » مىگويند ومقدار گربه‌اى بزرگ است ورنگ سرخ دارد ، چندانكه باشند از هم جدا نشوند وتنها نروند . ودر ناحيهء كرمان وخبيص كه سرحد زابلستان است ، نشان مىدهند به اتفاق بر پلنگ وكفتار وگرك ودگر جانوران وددان بزرگ بر مىجهند وهريك موضعي از اندام جانور مىگيرند وطعمه مىسازند . بعد از آن وقتي در قلعهء كرمان وقلعهء سيرجان كه در اين عهد پنجاه سال باشد از آن تاريخ ظرفى يافتند كه در زمين پنهان كرده بودند وچيزى سياه در آن بود كه از آن تركيب ، پاره‌اى بر سنگ مىنهادند ، به آسانى مىشكست واگر بر زمين مىانداختند فرو مىرفت وچاههاى قلعه به آن دورى به مدد آن تركيب فرو بردند يكى از آن تركيب ادويه‌ها بر خون هر أسب « 2 » بعد از آن چون فنا « 3 » كردند ، بدانستند كه فايده آن‌چه بود . بعد از آن شهري بود قديم در ميان كرمان وزابلستان كه آن را سكزه مىگفتند وآبى از ميان دو كوه مىآمد وبه دو شاخ مىشد وسرحد خبيص نزديك قريهء سيف كه آن را « ده سيف » مىخوانند ، مىرسد ودرياچه‌اى
هامش
( 1 ) - نسخهء « م » وروسيهء كنوس . ( 2 ) - نسخهء روسيه : بر خون مراست . ( 3 ) - أصل : پنهان به جاى فنا .