تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
غربى ، آخر بلاد تتر بود ودر ختا كوهى است ودره‌اى چند كه چيزهاى عجيب مىباشد . أول آنكه هر سالى سنگى از قلهء كوه برخيزد وبر آن قلهء كوه ديگر نشيند وچون شش ماه بگذرد از آن طرف هم سنگى بدين طرف آيد . وديگر گياهى سبز هست كه بنام هركس كه غايب باشد از زمين بركنند [ ودر كيسه‌اى نهند ] « 1 » ما دام كه آن كس زنده باشد تر وتازه بود وآن روز كه بميرد خشك شود ودر ما وراء النهر هم از اين گياه مىباشد . وديگر دو غار هست كه هريك طرفي است ودر آن غارها سوسمار بسيار مىباشد وسر هر سال با يكديگر جنگ مىكنند وبسيار از آن كشته مىشوند ومردم به آنجا روند وببينند كه در كجا زخم دارند واز آن حكم سال مىكنند از فراخى وتنگى وترى وخشكى وامن وفتنه وعلى هذا . ديگر حكماى سلف ، آسيائى در ميان دو حوض ساخته‌اند وراه حوض به يكديگر كرده‌اند وآب از حوض مىآيد وبر پرهء چرخ آسيا مىزند وآسيا را مىگرداند وبه آن حوض جمع مىشود وچون حوض تهى گشت واين حوض پر شد ، آب باز مىگردد وهمچنان آسيا را مىگرداند وعوض قدرى آب كه هوا نشر « 2 » مىكند مىآيد وهمچون دور دايم همه وقت آن آب مىآيد ومىرود وآسيا را مىگرداند وأبو على سينا از ما وراء النهر به أشارت پادشاه وقت برفت تا معلوم كند كه آن حوض وآسيا را چگونه ساخته‌اند ، در ما وراء النهر نيز بسازند تا راحت وآسايش مردم باشد . [ أبو على سينا آن را حل نتوانست كرد ] « 3 » ديگر چون از اين موضع بگذرند كوهى چند هست كه جبل بلهر
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه اضافه شد . ( 2 ) - نسخهء « م » : نشو . ( 3 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد .