تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
ريسمانى كه بر كنار سپرى بندند ودو چشم فراخ در ميان پشت داشت ودهان در ميان شكم ودر نيمهء زير بود . وديگر جانورى در ميان دريا هست كه چيزى دراز از سرش رسته كه از دو طرف دندانهاى دراز دارد وقلندران آن را در دست مىگيرند وآن جانور گاه‌گاه قصد كشتى كند [ وبر كشتى مىزند ومىشكند ] « 1 » واگر كسى در آب باشد وبرخيزد ، بر ميانش زند وهلاك كند مگر از شنا وخسبيده بيرون آيد . ودر ساحل هرموز صد هزار جنس بزرگ وكوچك ديده‌ايم كه ريخته بود وجانورى ديگر هست كه آن را ايمارينوس مىگويند كه زائيدن وبزرگ شدن وآبستن گشتن وبچه آوردن ومردنش در يك شبان روز بود . وبه كشتى نشستيم در هرموز وجانورى ديديم بغايت سفيد [ كه بسيار جمع شده بودند ] « 2 » وسرشان مانند كلاهى فراخ بود وبدن از آن ميان رسته ، چنانكه حوالي خالى مانده وچون روى تخته مىافتادند ، في الحال مىمردند . غالب ظن من آن است كه مگر ايمارينوس اين جانور است . مثلا اگر كسى كرم ابريشم نديده باشد وگويند تخمى هست كه در فصل بهار كرمى از آن بيرون مىآيد وچشم ندارد وبه چهل روز برگ سبزى مىخورد وبعد از آن مست مىشود وهيچ نمىخورد وپيله‌اى از ابريشم گرد وى مىبندد ، نيك سخت ومحكم وآن كرمى دراز است وبعد از ده روز آن پيله را سوراخ مىكند وبيرون مىآيد ، مرغى باشد كه أو را پر وبال وچشم وسر ودست وپاى « 3 » دراز است ونر ومادة با هم بيرون مىآيند ومادة خايه مىنهد وعوض خود باز مىدارد وبيست وپنچ روز هيچ نمىخورد و
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه اضافه شده است . ( 2 ) - اين قسمت از نسخهء « م » نقل شده است . ( 3 ) - أصل : سروهاى . از نسخهء « م » اصلاح شد .