فصل ثالث در ذكر إقليم ثالث
أول موضعي از إقليم سيم از اقصاى مشرق شهر سمنجان است وملك چين وختن وكوههاى بسيار وآبهاى روان ودر شمالي اين موضع كوهى است بغايت بلند وبزرگ وآن كوه كشيده است تا به وسط إقليم چهارم ومحيط شده به زمينى كه مساحت صد وسى فرسنگ يا صد وپنجاه فرسنگ باشد ، به طرف شرقي كه درياى محيط است ، آن كوه درآمده وبه هم متصل گشته وآن را محالات المغربين مىخوانند وقومي كه از مردم غايباند وچشم بر سينه دارند وبعضي چشم سر نيز دارند واين دو چشم ديگر ايشان را زيادت بر سينه است . هرچند كه اين سخن مردم را زيادت باور نشود اما از صنع بارى تعالى هيچ چيز عجيب نيست . هر چيز كه انسان آن را نديده است تعجب كند .
اما بعد « 1 » در ساحل هرموز مشاهده افتاد كه جانورى ماهيئى را صيد كرده بود كه همچون سپرى پهن بود ودنبالهء باريك ودراز داشت ، مانندهء
هامش
( 1 ) - در نسخهء روسيه اين قسمت عنوان حكايت دارد وشروع آن با كلمات « اما بعد » نيست .