در اين جزيره هم مىباشد . بعد از آن جزيرهء سند وجزيرهء سريره وجزيرهء سقوطر « 1 » جزاير معروفاند ودر همه جا آدمي وديگر حيوانات باشند وأكثر اين جزيرهها مردم ساحر وبد دين باشند . بعضي بندر ، معامله خانهء قماش باشد .
وصبر بسيار مىكارند ودر گرمسيرها تقارها مىنهند ودر آنجا صبر مىنشانند وصبر سقوطرى بهتر پسندند وآن همچون روناس است وشاخ وبرگ ندارد واز روناس قوىتر بود . چون تمام مىرسد ترنجبين برمىآورد بغايت شيرين ، از بهر اين شكيبائى را نام صبر نهادهاند كه بعد از تلخى شيرينى بار مىدهد .
واين جزيرهها به درياى عمان منسوب است وچون درياى هند موج مىزند ، توتياى سفيد بيرون مىاندازد .
اما توتيا چهار نوع است : يكى آن است كه از موج درياى هند به ساحل مىاندازد بغايت سفيد مىباشد ودوم در رودخانهها مىباشد وسيوم آنكه در باديه موضعي هست كه آن را « فيد » مىخوانند ، بسيار مىيابند ومىگويند كه از هوا مىبارد وچهارم كانى است از ولايت كرمان وتوتياى كانى فراوان بود .
بعد از آن چون از اين جزيرهها ودرياها بگذرند ، ملك يمن است وقريب دويست فرسنگ طول وعرض دارد واز سه طرف يمن درياست وطرف شمالي حجاز ومكة است وطايف وشهر بلقيس كه آن را « سبا » مىخوانند در يمن است والماس وكان عقيق وجزع بسيار باشد ودو كوه است در يمن كه آن را « جبلى طي » مىخوانند ودر حوالي آن دو كوه مأوا ومسكن قومي باشد كه أكثر صاحب مروّت ومشهور بودند وحاتم طائى از آن طايفه بود وعاديان ومسيلمهء كذّاب از يمن بودند .
هامش
( 1 ) - نسخهء روسيه : سقطره . نسخهء پاريس : سقطر .