تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
جزيره وكوه رسيد ومىگويند كه قريب صد وپنجاه فرسنگ يا دويست فرسنگ طول وعرض اين جزيره است وپادشاه‌نشين باشد ومعدنيات وكان بسيار باشد . به تخصيص ياقوت وعين الهر وياقوت سرانديبى بهتر از ديگر ياقوت بود وپيوسته خضرت گل ورياحين بسيار باشد وبغايت طراوت بود . همانا شعرا گل سورى نسبت به اين جزيره مىكنند وأنواع توالد جانوران بديع فراوان باشد واز اين جزيرهء سرانديب تا به آن جزيرهء ديگر مشهور كه جزيرهء سند وجزيره سريره مىخوانند قريب نهصد فرسنگ درياست ودر اين مسافت جزاير بسيار باشد ودر بعضي آدمي يابند ودر أكثر جزيره‌ها نبات وحيوان وديگر درخت صندل وعود وكوههاى مقناطيس بود ودر بعضي عنبر مىباشد ودر چندى از جزاير ، مرغان وجانوران دارند وبعضي معادن است وآدمي نيست وكسى راه به آنجا نمىبرد . وقتي كشتئى در شب از باد مخالف از راه بيفتاده ، روز ديگر خود را در ساحلى يافتند كه هيچ‌كس نبود . سه روز آنجا توقف كردند . چشمه‌اى ديدند كه چيزى ترشح مىكرد كه هرچه به آن مىرسيد زر مىشد . شخصي قدرى از آن با خود بياورد . چون از آنجا بيرون آمدند وآزمايش كردند روح إكسير بود . هرچه بر آن طرح مىكردند زر مىشد . بازرگانى حكايت كرد كه وقتي در دريا جزيره‌اى پديد آمد كه گنبدهاى سفيد بزرگ از دور مىنمود ، پنداشتند كه آن عمارت است ومردم در آن جزيره‌اند چون نزديك رسيديم توده‌هاى خايهء مرغ بود كه برهم نهاده بودند وخشك شده وهيچ آدمي در آنجا نه . ودر بعضي از اين جزاير گوگرد احمر است كه روح إكسير بود . وجزيره‌اى هست كه چشمه‌اى مىآيد گوگرد ودر آن ميان كرمى باشد كه آن را أصحاب صناعات مىگويند كه إكسير است .
هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 34 | ستوده / مؤلف مجهول / منوچهر ستوده