تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
غرض آنكه هر ماده‌اى كه به نرمى « 1 » حرارت مىيابد به تحليل مىرود . اما بعد چون اين كوهها وآبها بگذرد ، صحرائى است طولانى تا كنار خمدان وشهري بزرگ نزديك خط استوا است كه آن را طيفور مىخوانند ودر شمال اين شهر چند شهر [ وولايت ] « 2 » ديگر هست وچون از نهر خمدان [ به اين صحرا ] « 3 » بگذرند دريائى است كه به روى زمين درآمده است وبيشترين عرض إقليم أول تا دو هزار وصد وشصت فرسنگ دريا است . وطايفه‌اى اين دريا را بحرا خضر مىخوانند وبه واسطهء آنكه شهرها وملكها وولايتهاى بسيار در ساحل اين درياست ، قومي درياى هند مىگويند وبعضي درياى فارس وبصره وجماعتى درياى عمان ودرياى قلزم كه [ لسان البحر مىخوانند ] « 4 » خليجى است از اين دريا . وجزيره‌هاى بزرگ وكوچك در اين دريا بسيار باشد وچند جزيره كه به أول اين درياست از طرف شرق بغايت گرم باشد وأكثر معمور بود . ودر جزيره‌اى كه آن را مهراج مىخوانند ودر دو سه جزيرهء ديگر كه نزديك جزيرهء مهراج است عود وصندل وكافور وديگر داروها وعقاقير فراوان بود ودر آن جزيره بيشتر عود قمارى باشد . بعد جزيره‌اى ديگر كه طرف جنوبي به خط استوا دارد ، قريب دويست فرسنگ طول وصد فرسنگ عرض آن است وآن جزيره را چند شهر وولايت باشد . كوههاى بسيار با آبهاى روان ومرغزارها وأشجار ونباتات . در غربى اين جزيره به طرف جنوب صحرائى است كه چون بر سر كوه
هامش
( 1 ) - نسخهء پاريس : نوعي به جاى نرمى . ( 2 ) - كلمهء « ولايت » از نسخهء روسيه اضافه شد . ( 3 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد . ( 4 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه ونسخهء پاريس افزوده شد .