تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
ديگر كرگدن جانورى است بزرگ كه يك سروى بلند بر پيشانى دارد وفيل را مىكشد ودشمن بچهء خود است وبچه هفت سال در شكم نگاه دارد ، چون مادرش در بيشه گردد سر بيرون كند وعلفى كه تواند از مرغزار يا از برگ درختان خورد ودست وپاى أو محكم گردد . زماني كه فرصت يافت كه مادرش به خواب است بيرون آيد وبه بيشه گريزد . بعد ، رخ جانورى است بس بزرگ وأو دشمن فيل وكرگدن باشد وگاهى كه فرصت يافت ايشان را به چنگال بردارد وچندان بالا برد كه از تابش آفتاب از بدن ايشان روغنى بيرون مىآيد ، ودر چشم ايشان مىرود وكور مىشوند . بعد از آن فرود مىآورد وبخورد بچهء خود مىدهد ايشان را . « 1 »

سؤال

فضلهء علف كه بچه كرگدن در شكم مادر مىخورد كجا مىرود ؟

جواب

اگر كسى يك من طعام بخورد وكارى سخت بكند ، روز ديگر يك من بخورد وكار نكند ، فضلهء آن روز كه كار كرده به تحليل رفته بود . پس فضلهء بچهء كرگدن در شكم مادرش اندك‌اندك به تحليل مىرود . ونيز چون تحمل بچه‌اى چنان بزرگ تواند كرد تحمل اندك فضله هم تواند كرد ، خاصه چون أغلب به تحليل رفته باشد . مثلا بسيار ديده‌ايم در بغداد وديگر شهرها كه چون مزبله پر مىشود ، آهك در أو مىريزند وأو را مىسوزانند وآنچه مىماند سنگ وگل مىشود .
هامش
( 1 ) - اين شرح را با كمي اختلاف نسخه روسيه زير نام رخ آورده است .