تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
طايفه‌اى مىگويند كه دو برادر علوي در زماني كه قصد سادات مىكردند ، روى به غربت نهادند تا نهايت عمارت مشرقى كه اين جزيره است . در آخر إقليم أول بيامدند ومنزل ساختند وهريك زنى خواستند وچون فرزندان ايشان هنوز طفل بودند ، پدران وفات كردند واين زمان توالد وتناسل ايشان بسيار شده است ، هيچ نمىدانند كه مسلمانى چه باشد ومصطفى صلى اللّه عليه - وسلم ومرتضى عليه السلام چه فرموده . همانا اين سخن حقيقتي ندارد وافسانهء عام است . « 1 » اما بعد ، در غربى اين جزاير أقصى مشرق ودر إقليم أول كه گفتيم صحراست وكوههاى بلند بسيار وجويهاى آب كه عرض وعمق ندارد واز أطراف شمال تا إقليم دوم مسافت اين جبال وانهار است واين جويها از إقليم دوم مىآيد وبر خط استوا مىگذرد وبه دريا مىپيوندد . واز جزيره‌هاى أصنام تا كنار نهر خمدان عرض اين كوهها وجويهاى آب است به مسافت سيصد فرسنگ وآدمي وأنواع حيوانات وطيور وأشجار ونباتات وأزهار ورياحين باشد . صندل وكافور وعلف نيل وچوب عود وبقم فراوان بود وطاوس ورخ وكرگدن . واز جملهء عجايبات يكى آن‌كه در آنجا سمندر است وآن مرغى است كه با پر وبال در ميان آتش مقام كند وگريزگاه أو آتش بود وپر وبال أو نسوزد بلكه آتش از أو پديد آيد ودر هيمه مىافتد ونيز در ميان آتش بچه كند ونيز جماعتى برآنند كه أو بچه نمىكند وأو را هزار سال عمر است وچون وقت مرگش باشد هيمهء بسيار جمع مىكند وآتش در آن هيمه مىاندازد وخود را در آن مىسوزد . بعد از آن باران بر خاكستر أو مىبارد ، به امر پروردگار از آن خاكستر سمندرى ديگر ظاهر شود ، همانا حقيقتي ندارد .
هامش
( 1 ) - أصل : عالم به جاى عام .