در تحت الأرض بيش از ظهور بود وكوكب عيوق ونسر واقع وسماك رامح كه در عراق وخراسان به وسط السما مىرسند در آن حوالي ارتفاعشان اندك باشد ، مگر جوزا وديگر كواكب « 1 » جوانب أو به سمت الرأس گذرند ودر اين مواضع شتر كم بود كه نور سهيل شتر را كم مىسازد .
بعد ولايت زنج است وأول آنكه آن را منسيه مىخوانند تا به كنار نيل ما دام كه به مقدشو مىرود وبه دريا مىپيوندد ودر كنار نيل مقدشو آخر ولايت بربر است وشهري چند ديگر واز شهر منسيه تا بربر وكنار نيل مقدشو « 2 » قريب سيصد فرسنگ باشد وعرض آن ساحل درياى محيط است تا ساحل درياى ربع مسكون دويست وپنجاه فرسنگ همچون بلاد وجبال سفاليه سنگهاء درّ داشته باشد ودر سواحل درياى اين شهرها « 3 » آبنوس « 4 » وصندل وبقم بسيار باشد وهمه وقت از دريا عنبر مىيابند وأنواع حيوان ومرغان باشند به تخصيص فيل وپلنگ وزرافه وخرعتابى وگربهء زباد وبوزينه وكرگدن ودر أكثر اين كوهها منج عسل باشد وصحرا ومرغزار اين ولايت هرگز از گل ورياحين خالى نشود ، وزباد از آن گربه حاصل كنند ، گربه را مىگيرند وچوبى نصب مىكنند وگربه را به آن چوب مىبندند وهر روز چند نوبت شير مىدهند وگربه گرد آن چوب مىگردد وخود را در آن مىمالد وزباد از اندام أو بر آن چوب ترشح مىكند واز آنجا جمع مىكنند .
بعد از آن محالات قمر است وشهري وموضعي چند گرد اوست وآن را كرشه مىخوانند ودر ساحل درياى محيط كوهى كشيده به طرف شرقي
هامش
( 1 ) - از نسخهء « م » ونسخهء روسيه كلمه جوانب را افزوديم .
( 2 ) - نسخهء « م » رود مقدشو به جاى نيل مقدشو .
( 3 ) - نسخهء روسيه : شهر .
( 4 ) - نسخهء روسيه : آبنوس وعود .