بعد از آن چند جزيرهء ديگر هست واز آن جمله جزيرهاى طولانى است در ميان خليجى كه درخت جوز وديگر نباتات بسيار بود ومردمنشين [ باشد ] « 1 » وجزيرهاى هست [ بغايت ] بزرگ وطولانى كه نهصد واند فرسنگ طول اين جزيره هست وصد يا صد وپنجاه يا دويست فرسنگ عرض وآن را جزيرهء عمل مىخوانند وشهرهاى بسيار وولايت معمور دارد وتوالد وتناسل أنواع جانوران و [ نشو ] أشجار ورياحين وأزهار وچراگاهها ومرغزارها وكوههاى نافع وآبهاى [ روان ] « 2 » فراوان [ بود ] ودريائى كه از محيط به روى زمين درآمده است . خليجى شرقي اين جزيره است وخليجى غربى ومسافت خليج غربى بيش است تا ناحية شهري كه خطاط خوانند رفته وكوهى بزرگ هست كه به آنجا سر بازنهاده ودر غربى اين خليج ولايت وشهري است كه آن را وارطه مىخوانند واز آن كوهها كه سر به آن بازنهاده ، آبهاى روان مىآيد وبه درياى ربع مسكون مىپيوندد .
بعد جزيرهء ديگر هست . در اين جزيره عمل ، خط استوا ، بعضي از آن جزيره شمالي خط استواست وبعضي جنوبي داخل جزيرهء عمل وآن را جزيره نمكوت « 3 » خوانند وقريب صد وسى يا صد وپنجاه فرسنگ عرض وطول اين جزيره است ومعمور ومردمنشين بود ودر اين جزيره دو چيز عجب هست : يكى آن است كه درختى برآيد كه ثمر آن صورتي است بر شكل انسان وچون بزرگ مىشود ورسوم اعضاش پديد مىآيد پيش از تربيت ناميه غذا مىخواهد وچيزى همچون كدو با دو سر پستان كه شير مىدهد ظاهر مىشود واز آنجا شير مىمكد تا قوت مىگيرد . بعد از آن ناف را از درخت مىگسلاند تا وحشى مىگردد وبه بيشه مىرود وبه بالا
هامش
( 1 ) - اين كلمه از نسخهء روسيه افزوده شد .
( 2 ) - كلمهء « روان » از نسخهء روسيه افزوده شد .
( 3 ) - نسخهء روسيه : « جمكوت » .