تا وسط بلاد سفاليه قريب يك هزار وچهار صد فرسنگ وأنواع حيوانات ونباتات در اين كوه باشد وآبهاى روان بسيار مىآيد وبه درياى ربع مسكون مىپيوندد وطرف غربى اين كوه جبال قمر است وچند جوى آب عريض عميق از اين جبال قمر مىآيد وآن را نيل مصر مىخوانند ودو بحيرهء بزرگ از اين آب ظاهر شده كه مقدار صد فرسنگ در صد فرسنگ مساحت اين دو بحيره است . كوهى بزرگ وولايتي كه آن را از قله « 1 » مىخوانند در غربى بحيره است وآب نيل از اين دو بحيره مىگذرد [ ومىآيد تا به خط استوا وبه دريائى مىشود كه به طرف غرب كشيده است قرب سيصد وپنجاه فرسنگ مىگذرد « 2 » ] وچند شاخ آب نيل كه شيرين است در ميان آب شور دريا مىزند وبيرون مىرود وبا يكديگر آميخته نمىشوند تا به شهر اسكندريه « 3 » ودرياى فرنگ مىپيوندد وآيهء
« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ »
كه مفسران يقين نمىدانند وحق تعالى در قرآن ذكر فرموده اين دو دريا است .
ودر درياى نيل مصر چند جانور هستند كه در هيچ دريايى نشنيدهايم .
قرش ونهنگ وفرس البحر . اما قرش جانورى است بغايت بزرگ وچند گز طول وعرض دارد بر شكل وزغ ونقطهها بر اوست همچون سپرهاى ملون وقصد كشتى كند ومسافران وراكبان كشتى هراسان باشند واز بهر أو طعمه بردارند وچون قرش آيد از حركت آب دانند ، طعمه در آب اندازند تا به آن مشغول شود . پدر قريش از بسيارى فرزندان كه داشت ، يا از آنكه جثه وهيكل قوى داشت نام أو به تصغير قريش كرده بودند .
هامش
( 1 ) - نسخه « م » رقله به جاى از قله ودر نسخهء روسيه « رفله » ودر نسخهء پاريس نيز « رفله » است .
( 2 ) - اين سطر از نسخهء روسيه افزوده شد .
( 3 ) - نسخهء روسيه « تا بمهمير واسكندريه » نسخهء پاريس « تا بهيرو اسكندريه » .