تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
نزديك شد كه عمر إسكندر به آخر رسد مكتوبى چند با وصيت وپيغامى به مادر مىفرستد واز آن پيغامها يكى آن بود كه مىبايد كه چون أحوال من به تو رسد ، بگويى تا هركس را وقتي مصيبتى وواقعه‌اى به أو رسيده باشد به پرسش تو نيايد . يعنى آنكه تا مادر أو بداند كه اين حال ومصيبت كه أو را دست داده است به أو مخصوص نيست ومجموع أهل عالم را اين مصيبت واقع شده . [ اما بعد در جانب جنوب اين جزيره غازنيا كه شمالي جزيره وبلاد باشقرد است ، بلاد صقلانيه است واز همه جوانب دريا وكوه وآب وجويها روان است . ] « 1 » بعد از آن چون از جزيرهء غازنيا بگذرند ، در جانب غربى دو جزيرهء ديگر هست كه هريك را پنجاه فرسنگ طول وسى فرسنگ عرض است ودر اين جزيره مردانند ودر آن جزيره زنانند وما بين اين دو جزيره قريب سى وپنج فرسنگ دريا باشد وايشان را وقتي چند معين است كه مردان به كشتيها نشينند وبه جزيرهء زنان روند ودو سه روز به عيش وعشرت مشغول شوند وباز به جزيرهء خود بازآيند وبه كار عمارت وزراعت سعى نمايند . واگر زنى پسرى زايد ، بعد از آنكه چهار سأله شده باشد ، أو را به جزيرهء مردان فرستند واگر دخترى زايند همان‌جا گذارند وبعضي مىگويند كه همه زنان مجرد باشند وبه آن معتادند . ودر اين جزيره درختى هست كه فصل « 2 » بهار شاخ وبرگ بيرون مىكند وهر زنى كه چند برگ از آن مىخورد آبستن مىشود واگر پسر زايد به جزيرهء مردان فرستند واگر دختر باشد پيش خود رها كنند ومىگويند اين زنان را پادشاه هست هم از زن وهمه را به كسب ما يحتاج وأسباب معاش
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد . ( 2 ) - أصل : وقت بهار ، اصلاح از نسخهء روسيه ونسخهء پاريس ونسخهء « م » .