تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
كشيده است وآمده تا به آخر كوه قاف سر بازنهاده . بعد از آن چون از اين دريا وجزاير بگذرند ، مملكتي وولايتي معمور است وشهرهاى بسيار دارد وخلايق بيشمار وكوه وصحرا وآب روان ومرغزار فراوان واز أول إقليم هفتم تا به آخر إقليم هفتم كه نهايت عمارت است از مغرب وساحل درياى محيط همه شهر وقصبه وقريه ومواضع نزول احشام ومردم صحرانشين به هم متصل است . وآن جمله ولايت را ملك برطانيا مىخوانند . جاى أول را مملكت برطانيا مىخوانند وموضعي وسط وموضعي آخره على هذا ونسبت به آن هواي گرمسير وسردسير باشد . وايشان را نقره وسيماب بسيار باشد وزر كمتر بود وقريب سيصد فرسنگ عرض وچهار صد فرسنگ طول دارد ونام شهرهاى ديگر به لغت عرب نهاده‌اند وبه زبان يونانيان اكنون معروف است واين را مملكت برطانيا مىگويند وميان اين هر دو مملكت برطانيا خليجى كشيده است از درياى محيط قرب صد وپنجاه فرسنگ طول دارد ، به مسافت پانزده فرسنگ عرض . اما بعد چنانكه معلوم كرده‌ايم كه عمارات وآبادانى در اقصاى مغرب سبعه بيشتر از اقصاى مشرق است . مردم آن تمام معيوب وناقص وبدشكل ومنكر وشريراند ودر اقصاى مغرب كمتراند وبه اين دو وجه بگوئيم : أول آنكه در اقصاى مشارق وجزائر درياى اخضر كه به إقليم أول درآمده است ودر شش إقليم ديگر هيچ دريا نيست كه موجب صفا ورطوبت هوا واعتدال باشد وهوا وبادهاى سرد در اقصاى مشارق بيشتر وسخت‌تر از اقصاى مغارب بود به نسبت با هر اقليمى جداگانه وبه اين سبب بلادت طبع وصفت بهيمى در طريقت اقصاى مشرق غالب‌تر باشد از آنچه مردم در اقصاى مغرب است .