هيچ دين وملت نبود وگوشت سگ وديگر جانوران وحشى مىخورند وگوسفند را گلو مىگيرند تا بميرد وذبح نمىكنند .
بعد از آن كوهى چند بسيار هست ودو بحيره ، هرگاه ابرى بر سر آن كوهها پيدا شود سرخرنگ بود واين بواسطهء اجزاى ارضى باشد كه با بخار متصاعد گشته .
بعد از آن آخر بلاد خطاست وصحرائى وكوهى كه قاقم وسنجاب وسمور وآهوى مشك وغيره بسيار باشد .
بعد از آن كوهى چند طولانى است وأول بلاد تركستان وخانبالغ وشهري كه افراسياب ساخته وكوهى در آن حوالي هست كه آنجا معدن دهنج است ومطلق به ياقوت مىماند . اما دهنج فرنگى بهتر باشد واز آن ظرفها مىسازند وعزيز مىدارند ، بعد از آن قراقوم وبيش بالغ والمالغ وختن وكاشغر است وبيشتر اين موضع سردسير مىباشد .
بعد از آن أول إقليم پنجم كه طرف جنوبي باشد شهري چند از ما وراء النهر است وطرف شمالي كه آخر إقليم خامس است طراز وشاش واوزگند وايلاق .
بعد از آن درياى خوارزم ورود جيحون وسيحون كه به خوارزم مىرود وگرگانج وكاث خوارزم بود .
بعد از آن درياى آبسكون كه خزر مىخوانند ، قرب پنجاه فرسنگ مسافت دريا قطع كند وقراباغ ومغان واران وشماخى وبردع وتفليس وو رود كر ورود ارس كه از ناحيهء گرجيست مىآيد وبه درياى آبسكون مىرود .
بعد از آن كوهى است وبيشه ودرخت وآن را كوه البرز مىخوانند . ودر آن حوالي قومي هستند كه ايشان را سكسار مىگويند
و
هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 100
مساهمون: ستوده
ص١٠٠