تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
آب ودر زمان جزر كه از چاشتگاه تا پسين باشد ، مردم بسيار در كار داشت ، تا تمام راه گشاده كردند واز آنجا برفتند وبر بلندى فرود آمدند . آخر روز كه ابتداى زيادتى آب دريا بود ، آب در آن ولايت افتاد وچون روز شد تمام دريا بود ومردم وديگر جانوران همه هلاك گشتند وطرفي چند كه بر بلندى شهر بود در رفتند ، ديدند كه قصبه‌اى مانده ، همچنان جزيره‌اى طولانى مىنمايد وكوه وتلى چند كه در آن ميان بود همه جزاير نامسكون گشته وطول آن ولايت كه آب گرفته ودريا شده قريب صد وهفتاد فرسنگ وشصت فرسنگ عرض دارد . [ بعد از آن ] قريب صد فرسنگ درياست با چند جزيره . بعد از آن ولايت قسنطنيه وطرطونه وطليطله وقلبره است تا ساحل دريائى كه چند جزيرهء معمور ومسكون دارد . قسنطنيه غير از قسطنطنيه است واين نام شهر وولايت قديم است به لغت يونانيان ، وأكثر اين ولايت ملت عيسى پيغمبر داشته باشند وحكيم صفت زيند ، ودر موضعي چند مسلمان هستند ودر بعضي نمىتوانند بود ، همچون قبرس كه ياد كرديم كه مشقت وزحمت مىدهند . ودر اين ولايتها أكثر داروها وگياههاى نافع بسيار باشد ونقره وزيبق وارزيز بسيار مىباشد وهوا خوش بود وأنواع نباتات وحيوانات وفواكه غريب هست وگياهى هست كه بر نقره مىمالند زر مىشود ومدت دو ماه آن گياه را تربيت مىكنند ، روح إكسير مىشود وچون آن گياه گاو وگوسفند مىخورد شير بسيار مىدهد ودر ملك شام وآذربايجان هم اين گياه يافته‌اند وچون فصل بهار « 1 » به آخر مىرسد نهايت گياه باشد .
هامش
( 1 ) - أصل : چون فصل بهار اين گياه .
هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 103 | ستوده / مؤلف مجهول / منوچهر ستوده