تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
تصنيف كرده وگفته كه زمان حركت است وهركس كه از حركت غافل شد از زمان نيز غافل بود ، چنانكه چند كس در غار كوه سرد سألها به خواب رفتند وچون بيدار شدند پنداشتند كه يك دو ساعت بيش نگذشته وأصحاب كهف قرب هزار سال بر أرسطاطاليس مقدم بودند وچون أصحاب كهف از پيش دقيانوس بيرون آمدند تا به كوه سرد چهار روزه راه بود ودقيانوس پادشاه مغرب بوده وأرسطاطاليس را معلم أول مىخوانند كه علوم أول مرده بود پيشتر از أو به تلقف تلقين مىكردند . چون أفلاطون بشنيد كه أرسطاطاليس تدوين علوم كرده وبه كتابت آورده برنجيد وگفت عزت علوم برده . گفتند « چگونه ؟ » گفت « چون علم مدون باشد همه‌كس مدخل توانند ساخت بىاستادى وعلم ومعلم همه وقت خوار بود » . روزى إسكندر با أرسطاطاليس مىگويد كه تصنيفى از بهر من بكن كه هرگز منسوخ نشود وأهل أديان را محتاج اليه باشد ، منطق بساخت وآن را « علم انديشه‌سنج » نام نهاد اما بعد شهري بزرگ است كه آن را سلب مىخوانند ودريائى با دو جزيره وموضع قلطيانوس در آن نواحي بوده است ودر اين حوالي زمين وكوه بسيار است وداروها وگياههاى نافع حاصل توان كرد .