اما بعد محالات يأجوج ومأجوج طولانى است واز إقليم چهارم است تا إقليم هفتم وسه طرف كوه است وسد إسكندر ويك طرف مشرقى درياى محيط است واز آنجا بحيرهء شياطين است وجوى آب بزرگ مىآيد ودر درهء كوهى تنگ كه نشيب بسيار دارد مىافتد وبه مدينهء يأجوج مىرود وبه درياى محيط مىپيوندد [ ومحالات يأجوج ومأجوج در مغاك افتاده است وجانب جنوب گرمسير وجانب شمال سردسير . ونهرى ديگر داخل جبال يأجوج مىآيد وهم به درياى محيط مىپيوندد ] « 1 » .
وقتي يكى از خلفاى بنى عباس كه أو را واثق مىخوانند ، دو كس را تعيين كرد . يكى بيامد وسد إسكندر را مشاهده كرد ويكى برفت تا اقصاى مغرب وكهف أصحاب را بديد وخبر به واثق آوردند وحالي كه معلوم كرده بودند باز گفتند وآنكه بديدن سد إسكندر آمده بود گفت « در نزديكى سد سنگستانى سخت وراهى بس دشوار است . »
واز بغداد تا سد إسكندر راه بيشتر باشد تا أصحاب كهف . ومىگويند كه سد إسكندر را رنگ سرخ است والبتة چنين باشد كه حق جلّ وعلا مى - فرمايد كه ذو القرنين گفت
« آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ »
وآهن چون نم وباران بيند ، زنگ برآورد ورنگ زنگ سرخ است « 2 » كيمياگران از آهن زنگارى حاصل مىكنند وآن زنگار سرخ مىباشد وآن را زعفران الحديد مىخوانند كه چون به نقره طرح مىكنند رنگش زرد مىگردد .
بعد از آن شهري است كه آن را كشينه مىخوانند ودر آن حوالي ترك ومغول وزردقبا وتتر وأمثال آن باشد وبتپرستند وأكثر آن قوم را
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء « م » نقل شده است .
( 2 ) - در أصل : برآورد ورنگ سرخ .