صورت زنان ايشان خوب است واگر غريبى را يابند بگيرند ودر اندرونى كنند واز بالا سيب شيرين پيش ايشان مىريزند وبدفع ، ناچار چون چيزى ديگر نيست ، آن را مىخورند « 1 » وچون چند روز مىگذرد فربه مىشوند ، مىكشند ومىخورند واگر زنان ايشان را مجال باشد خلاص مىدهند ومىگويند كه در آن كوه وبيشه ، جانوران عجيب بسيار باشد .
وقومي ديگر هستند كه بغايت پايهاى باريك دارند وآن را دوال - پا مىخوانند وگروه ديگر باشند كه مانند بزينة دنبال دارند ، باريك كه از دبر ايشان رسته . وأهل آن ولايت را با سكسار محاربه مىافتد .
بعد از آن كوهى چند بغايت بزرگ هست كه منبع دجله وفرات از آنجاست .
وبعد از آن ملك قونيه وعموريه وروميهء كبرى وبعد از آن قسطنطنيه ومقدونيا وخليجى كه از درياى روم كشيده وشهر آتنه كه مدينة الحكماست .
چون دين اسلام قوت گرفت ومسلمانان در محاربه مظفر شدند وشهرتى گرفت كه لشكر اسلام هر زخمى كه مىزنند كارگر مىآيد وهيچ زخم تيغ وتير وتبر بر ايشان اثر نمىكند ، رعبى وترسى هرچه تمامتر بر أهل روم افتاد وهرچه از زر وسيم بود ، جمله را دفينه ساختند وگنجنامهها بنوشتند وبه قسطنطنيه رفتند كه شهري بغايت بزرگ است ونعمت فراوان دارد واز ملك عرب دورتر ، در ساحل دريا وآن گنجنامهها را در صندوقى محفوظ وجمع كردند وغالب خداوندان أموال ودفاين غايب ومتفرق شدند يا بمردند يا وقف دير قسطنطنيه كردند واين زمان هركه يك سال خدمت آن دير كند ، بعد از يك سال ، اجرت أو آن باشد كه در صندوق بگشايند
و
هامش
( 1 ) - نسخهء روسيه : وچون چيزى ديگر نمىيابند ناچار آن سيب مىخورند .