تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
گنج‌نامه بيرون آورند وبينند كه چند است ودر كجاست ، به آن كس دهند واين معنى شهرتى دارد . ودر روم موميائى بشرى كه آدمي مرده را در گور به ميان عسل نهاده‌اند ، بسيار مىيابند ودر شهرها وولايتهاى مصر از قبور قدما همچنين فراوان باشد واين زمان بعضي اسلاميان در مصر وبغداد هستند كه وصيت مىكنند كه ما را در ميان عسل دفن كنيد تا موميائى شويم تا راحت مردمان باشد كه رنجورند ، از آن بهتر است كه در خاك پوسيده وگنديده شويم وكرم در تن ما افتد وبپوسيم . بعد از آن قسطنطنيه تا جزيره قبرس صد فرسنگ خشكى باشد وسى فرسنگ دريا . بعد از آن چون از اين موضع بگذرند دريائى است وجزيره‌اى بزرگ . بعد از آن درياى ديگر هست كه آن را درياى إسكندر مىخوانند وآن دريا ، إسكندر بريده وولايتي معمور كه بسيار خلايق بود كه قوم آن ولايت را مسخّر گردانيد وكسى را به حكومت بنشاند . چون إسكندر غايب شد حاكم را بكشتند وياغى شدند . دگرباره مراجعت نموده ، فتح كرد : وهم‌چنان عاصى گشتند وحاكم را بجهانيدند . بار سيوم هم بر اين موجب . بعد از آن چون دانست كه مطاوعت نخواهند كرد ، حكما را گفت كه احتياط كنيد كه سطح اين زمين بلندتر است يا سطح دريا . گفتند در حالت مدود سطح دريا بلندتر باشد ودر حالت جزر ولايتي وكوهى چند در ميان اين درياست واحتياط كردند وحوالي شهري كه آن را اسطنبل مىخوانند ، به دريا نزديكتر بود وآب در آن ولايت عاصيان مىگرفت وبفرمود تا هفت هزار كوه به عرض هفتصد گز ببريدند وبه اندكى رسانيدند تا به كنارهء