وعيب ندارند كه اختفاى باد در شكم قولنج پيدا كند . اما طريقهء هندوان بتر است وقومي هستند كه عطسه را نفرين مىكنند وضرط را برعكس .
ودر فرنگ سنگى هست سفيد كه به طلق مىماند وچون در پيش چشم دارند چيزها بزرگتر مىبيند واز بهر كسى كه باصرهء أو ضعيف باشد وخط باريك خواند بسيار سازند به سبب آنكه اشيا وخطوط بزرگتر مىنمايد .
از آن است كه چون بصر در أو نفوذ مىكند غليظ مىگردد والبتة بزرگتر از آنچه باشد در نظر آيد وهمچنانكه دانهء جويا دانهء انگور كه در آبگينهء پر از آب مىاندازند بيش از آنچه هست مىنمايد .
بعد از آن درياست تا به مغرب پيوسته به درياى محيط وچند جزيره در آن ميان وچون قرب صد وپنجاه فرسنگ از محيط مانده باشد عرض دريا كمتر شود واز طرف شمالي وجنوبي كه ساحل باشد شهر بسيار است واز آن جمله شهري است در ساحل جنوبي كه آن را اندلس مىخوانند ودر غربى [ اندلس ] « 1 » صحرائى وبيابانى هست كه آن را وادى نمل مىخوانند ومورى چند [ بزرگ ] « 2 » باشند كه آدمي را مىخورند ودر اندلس صورت اسبى وآدمي از مس ساختهاند ومرد را بر أسب سوار كرده وبه حكمت طلسمى چنان كردهاند كه آن صورت آدمي دست مىجنباند چنانكه كسى را مىخواند يعنى بيا ودست باز پس جنباند يعنى مرو كه راه نيست ، وادى نمل است ، ترا بخورند وگفتهاند چيزى چند كه ساختهاند حكما يكى اين است كه بىمحركى همه وقت حركت كند ومردم را راه نمايد .
اما بعد در شمالي اين ساحل دريا نزديكى مغرب كوهى است وشهري كه در قديم آن را شهر سرد مىگفتند واين زمان چنان مىخوانند وغار أصحاب كهف در آن كوه است أرسطاطاليس حكيم كتابي به علم طبيعي
هامش
( 1 ) - اين دو كلمه از نسخهء روسيه افزوده شد .
( 2 ) - اين دو كلمه از نسخهء روسيه افزوده شد .