ودر ساحل درياى قبرس در طرف شمالي شهري باشد كه آن را ماقدونيا مىخوانند وهم از اين أجناس كه ذكر كرديم [ دارد ] به تخصيص الماس .
والماس ماقيدونى مشهور باشد وچون هواي فرنگ وجزيرهء قبرس نزديك هواي يونان است ، مردمش لطيف طبع وزيرك باشند ودوردايم [ و ] چيزهاى بديع مىتوانند ساخت . چه بسيارى از حكما داعيهء آن دارند كه دوردايم بسازند ونتوانند .
شخصي حكايت كرد كه بازرگانى فرنگى هر سال به تبريز به تجارت مىآمد ومرا با أو دوستى پيدا شد ، چنانكه بىمشورت من هيچ معامله نكردى .
روزى گفتم مىخواهم كه ملك شما ببينم ومىترسم كه مسلمانان را عذاب مىكنند وشب محبوس مىكنند واگر خواهد كه برود نمىگذارند . فرنگى گفت تو همراه من بيا ، به عهدهء من كه باز ترا به تبريز بياورم مىگويد كه رفتم وبسيار عجايبها بديدم . از آن جمله چرخى ديدم كه پره از چوب داشت [ بر سر چاهى آب ] « 1 » وچنان ساخته بودند كه آن پرهها برمىخاست وباز برهم مىنشست وآب از چاه مىكشيدند واگر مىخواستند كه آب نيايد سنگى بزرگ بر سر آن پره مىنهادند تا برنخيزد وچون مىخواستند كه دگربار آب از چاه بيرون آرند ، سنگ برمىداشتند ، بىمحركى چرخ در حركت مىآمد وآب از چاه بيرون مىآورد .
وفرنگيان وترسايان ، رهبانى دارند كه بر آن ملك حاكم بود ومال كليسيا به تصرف وفرمان أو باشد ومجرد زيد واز طفلى چند كس ملازمت أو كنند تا متعرض زنى وآرزوئى وشهوتي نشود ونسبت به عيسى عليه السلام أو را مجرد تربيت كنند .
وفرنگيان در طلب علم بسيار كوشند ودر محفل ضرطه رها كنند
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد .