بعد از آن در كوههاى خطا سنگى هست كه حجر المطر مىخوانند وبعضي سفيد است وبعضي خاك رنگ وبعضي سرخ وأبلق وقومي مىگويند كه در شكم خوك مىباشد واز آنجا تولد مىكند وچون مىخواهد كه در فصلى از فصلهاى سال باد وباران وسرما وبرف وتگرگ بيايد آن سنگ را مىبرند وهم آنجا مىنهند واين علامت ظاهر مىشود تا غايتى كه مىگويند كه اگر مىخواهند در يك طرف سرما وبرف وباران است ودر طرف ديگر آفتاب وهواي خوش وهر سنگى به امرى از امارات مخصوص است وطايفهاى برآنند كه همه يك سنگ است ، تفاوت به وضع پديد مىآيد .
اما بعد در خطا نمك كم باشد وموضعي كه نمك هست تا خطا يك ماهه راه است ودر راه أغلب چاه است وكوهى چند بزرگ در ميان نمكستان خطاست كه اگر كوهها نبودى راه نمك نزديك گشتى . وموضعي است همچون نردبان پايهپايه واز زير تا بالاى كوه طناب بستهاند وپيادگان چند من نمك بر پشت مىبندند ودست بر آن مىگيرند وببالاى كوه مىروند واز آنجا تا به خطا نيك نزديك مىباشد ووقت هست كه طناب بگسلد ، يا سر طناب رها شود ، در زير مىافتند وهلاك مىشوند .
بعد از آن دهلي است كه معظمترين شهرهاى هند است ودر أول إقليم چهارم [ افتاده است وشمال دهلي كه آخر إقليم چهارم است ، بلاد تركستان است وكوهى بغايت بزرگ ميان إقليم چهارم ] « 1 » كشيده است كه مسافت آن كوه صد فرسنگ باشد وبحيرهاى در ميان آن كوه از چشمههائى كه از أطراف ظاهر شده ودر حوالي ، مردم واحشام بسيار بود وأكثر خوب صورت ووحشى صفت باشند وبعضي از ايشان زر وسيم كمتر
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد .