واگر از مرغزارى كه سرگين چهارپايان پوشيده شده وبا گل برآميخته وعفن گشته ، چون بخارى در فصل بهار متصاعد شود ، في الحال اجزاى ارضى صورت مار ووزغ پذيرد وببارد وآن بغايت كوچك باشد . چنانچه در چاغ سلطان بو سعيد « 1 » در سطانيه وحوالي بزغ « 2 » ، باريده « 3 » بود ، چنانچه مجموع سطح زمين وزغ مىديدند ومگس هم به كمتر وقت از ساعتي پديد مىآيد .
واگر كسى به فصل بهار كه هوا بغايت اعتدال باشد احتياط كند بوقتى كه خوان از طعامهاى ناضج « 4 » باشد از أو بخار برمىخيزد وبنهد في الحال در هوا صورت مگس پذيرد واگر خوان دير بردارند بيايد وبر طعام نشيند .
« كل شيىء يرجع إلى أصله » ونشان آن باشد كه مگسى چند بغايت خرد وشفاف بود . نيز امكان دارد كه از هوا سنگهاى كوچك ببارد وسبب آن بود كه بسيارى از زمين باشد كه آب سنگ گردد .
در ميان كرمان وبم موضعي است كه آن را راين مىخوانند . روزى مىگذشتم ، جويها از سنگ در پهلوى هم يافتم . سؤال كردم كه اين جويهاى سنگ از بهر چيست ؟ گفتند در اين جويها آب گذرانيدهايم وسنگ گشته وجويها تنگ شده وآب به راه ديگر كردهايم وهرچند روز ما را جوئى از نو بايد بريد تا آب را بگذرانيم كه به اندك زماني آب سنگ مىشود .
مثلا زمينى كه اين خاصيت دارد ، اگر زلزلهاى شود ، بخارى برآيد ودر آن حالت تگرگ يا بارانى در راه باشد . چون بخار وباران به هم رسند سنگ شود وگويند سنگ باريده است . وأبو على سينا مىگويد كه وقتي خشم وعذاب خدا به قومي رسد اجزاى عنصر زمين را چندان قوت دهد كه مجموع حيوان ونباتات سنگ شوند .
هامش
( 1 ) - نسخهء روسيه : أبو سعيد .
( 2 ) - أصل : بردع .
( 3 ) - أصل : باديهء .
( 4 ) - نسخهء روسيه : ناصح .