مىگويند كه مبالغه است كه اگر تا انقراض عالم توالد باشد وهيچكس نميرد ، چندان آدمي نشوند كه در آن زمان بودند وبمردند .
وبعد از آن قحط ووبا در شام ، زلزلهاى سخت شد ، نزديك به زلزلهء لوط . در تاريخ مىآيد كه چنان زلزلهاى در شام وحوالي حادث گشت كه آب دريا بشكافت وكشتى در بن دريا به زمين آمد وبعد از آن بازگشت وكشتى را برآورد وموضعي از زمين به موضعي ديگر نقل كرد ودو كوه كه در ميان آن مسافتى بود به هم پيوست .
شخصي حكايت كرد كه در سنهء ثلث وسبعين وستمايه هجرى در كرمان وحوالي زلزلهاى سخت شد ودر خبيص سختتر بود وبسيارى از مواضع وباغ ودرخت به موضع ديگر افتاد ودر ذي قعده سنهء احدى وأربعين وسبعمايه در كرمان زلزلهاى ديگر شد وحكايت كردند كه دو كوه به هم نزديك شدند .
سؤال
چگونه بود كه در حالت زلزله موضعي به موضعي ديگر رود وكوهى به كوهى نزديك شود ؟
جواب
زمين تجويف بسيار دارد ومتخلخل است ومسام گشاده وچون بخارى كه زلزله به سبب اوست تولد مىكند ومىخواهد كه بيرون آيد ، موضعي را از زمين سوراخ كند [ وبشكافد وآن موضع كه از هم باز بود البتة از طرفي اجزاى زمين برهم نشيند ومحكم گردد وآن مقدار از ] « 1 » زمين
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه افزوده شد .