در آخر فصل ربيع كه هنوز مدود نشده دخل مىرسد . واگر در سالى آب نيل اندكى زايد مىشود ، تخم بسيار نمىتوانند كشت وقحط پديد مىآيد واينجاى را وطن نشايد خواند . چه در نواحي ديگر آب همه وقت از كاريز وچشمه مىآيد ودر آن فصل قدرى زرع مىتوان كرد كه سد رمقى باشد واين در مصر نيست .
حكايت قحط مصر
چون قران علويين در حوالي سنهء تسعين وخمس مايه از مثلثهء خاكى به مثلثهء هوائى نقل كرد ، أول قرانى بود كه در برج ميزان اتفاق افتاد . هر هفت كوكب با هم قران كردند . منجمان گفتند كه طوفانى از باد برآيد كه مجموع عمارات ربع مسكون را خراب گرداند . چون آوازهء قرانى چنين در عالم منتشر گشت ، مردم هراسان شدند ودر زيرزمينها موضع مىساختند وبه جويها وچاهها مىرفتند ونفايس وما يحتاج را مىبردند . چون قران واقع شد ، هيچ باد نبود وهوا قطعا در حركت نيامد تعجب نمودند ، چون برج ميزان صورت انسان دارد ، بايستى كه چنان حكم كردندى كه بادي سخت بيايد . با آنكه ميزان برجى هوائى است تا آدمي بسيار هلاك گردد ، با آنكه صورت انسان دارد . خواجة نصير الدين طوسي مىگويد كه مىخواستم بگويم كه از تأثير اين چه علامت در عالم ظاهر شود ، به قهقرى بازگشتم ، دلالت چنگيزخان بوده كه بيش از ده هزار تن آدمي به قتل آورده أو واتباع أو . وعلامتي ديگر در مغارب حادث گشت كه آن قحط بود به مصر وحوالي كه هرگز مثل آن تصور نكرده باشند ونشنيده .
چند سال پيش از اين خروج چنگيزخان در سنهء سبع وتسعين
و