تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
هيچ اعتراض وجواب نماند كه به دين موسى عليه السلام ، روز شنبه كسب وطلب فايده وكار وعمل وحرفت حرام است . اگر جهودى در روز شنبه كار كند ، يا در طلب فايدهء دنيوي كوشد ، البتة جهود نباشد كه نزد ايشان روز شنبه كار كردن گناهى سخت است . پس شهري كه غير از روز شنبه جهودان نتوانند بيرون آمدن ، چندين هزار آدمي وچندين جانور در آن شهر باشند وايشان را مؤونت وما يحتاج ضروري باشد ، از كجا حاصل آيد وچون بزيند ؟ پس معلوم گشت كه جهودان آن را دروغ مىگويند وهيچ شهر چنين نيست وغرض ايشان آن است كه يعنى دين ما به حق است . همچنان‌كه ترسايان همين تصور دارند ودليل ترسايان كليسيا است ودر إقليم رابع ذكر آن خواهيم كرد . اما بعد در طرف غربى اسكندريه ، ملك يونان بود وكوهى بلند در شمال يونان بر ساحل درياى فرنگ ومىگفتند كه اين كوه را از راه برمىبايد گرفت كه حجاب باد شمال است وچون باد شمال از روى دريا گذرد ، هيچ غبار وبخار عفن با أو نباشد وهوا درست‌تر بود ورنجوران از استنشاق نسيم شمال زودتر صحت يابند كه ساحل درياست داخل مملكت مصر است وقاهرهء عليا وقاهرهء سفلى كه از توابع مصر است هم در آن ميان افتاده وولايت چند كه در ساحل درياست [ معمور وبسيار خلايق باشد ودو موضع ديگر هست بر كنارهء دريا ] « 1 » كه يكى را اتو مىخوانند ويكى را طنجه وولايتي است كه مسافتى دارد بر ساحل دريا وآخر عمارات إقليم ثالث است از طرف غرب . واتو وطنجه مثل شده . واين سخن كه عوام مىگويند كه « به تون وطنجه رو » اتو وطنجه مىبايد گفت ، كه تون شهري است از شهرهاى خراسان واين يك بيت مشهور كه بيت :
هامش
( 1 ) - اين قسمت از نسخهء روسيه نقل شده است .