تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
مىكنند يا در چشم ناظران چنان مىنمايد ، چون پاره‌اى موم در آن صورت مطلوب مىنهد نقش مىگيرد وبا خود مىدارد ، مسخّر أو مىگردد . خواجه‌اى از ابرقوه حكايت كرد كه وقتي درويشى بيامد وپدر من بديدن أو رفت ، بعد از آن خواست كه أو را ضيافتى كند ، درويش نگذاشت ، در خانه رفت وفي الحال باز آمد وأنواع أطعمه وحلاوت بياورد وبنهاد ، تعجب نمود . چون چند روز برآمد ، أحوال آن درويش پرسيد . گفتند كه وفات يافته ووصيّت كرده كه فلان كيسهء سر بمهر مرا به فلان خواجة دهيد . چون آن كيسه را به من دادند ، در خانه سر آن بگشودم ، پاره‌اى موم يافتم كه صورتي بر آن بود . في الحال سياهى مهيب ديدم كه حاضر شده . گفت « چه خدمت است ؟ » بترسيدم وآن موم از دستم بيفتاد ، در زمان برگرفت وناپديد شد . بعد از آن دانستم كه فايدهء آن چيست . تحسر بسيار خوردم كه آن درويش تسخير روحانيان كرده است . اما بعد حوضي در مصر ساخته است وراه به آب نيل كرده ورقمى چند كشيده كه چون آب را زيادة ونقصان باشد ، از آن رقم معلوم مىشود وگرانى وارزانى مصر تعلق به آب دارد وروز باشد كه دو سه نوبت نرخ بگردد وهمه وقت أحوال آب نيل مصر پرسند كه زايد است يا ناقص . اگر در مصر ونواحي فراخى باشد بغايت واگر تنگى باشد سخت بود وسبب آن است كه در مصر كاريز وچشمه‌هاى آب نيست وكشت وزرع در حالتي مىتوانند كرد كه آب نيل كم شده است وزيادتى وابتداى مدود نيل در تابستان باشد وقتي كه ديگر روزها نقصان مىگيرد . وصحراى مصر همه ريگ است وچون آب نيل زيادة مىشود از صحراهاى خط استوا وحبشه وبربره گل چند سياه با آب مىآيد وبر آن ريگ مىنشيند وچون در فصل خريف ، آب نقصان مىپذيرد وآن مواضع گل سياه بر روى ريگ نشسته است تخم مىكارند و