وستمايه « 1 » هجرى ، آب نيل نقصان كرد وچنان شد كه جزيرهها وتلها از ميان آب پديد آمد ودريا عفن گشت وطحلب بگرفت وقحطى برخاست ، سختتر از آنكه در زمان يوسف عليه السلام بود . در أوايل قحط ، همه جانوران حلال وحرام بخوردند وبعد از آن مردمان فربه وكودكان را وبعد از آن دست به هم باز زدند وبه كسى كه فرصت مىيافتند مىكشتند ومىخوردند . ووبائى نيز با قحط پديد آمد كه هر روز چندين هزار آدمي مىمردند وبعد از آن به مردار خوردن رفتند وبه جائى رسيد كه مرده از گور بيرون مىآوردند ومىخوردند وهرجا كه استخوانى افتاده بود برمىداشتند ومىخوردند وبسيار از آن مردم در أطراف روانه شدند وهيچ به مقصد نرسيدند ودر راه بمردند . اندكى بود آنچه مجموع گفتيم با آنچه در ولايت مصر هلاك شدند هيچكس نبود . وجمله متروكات آن أقوام هيچ متعرض ومتصرف نداشت ودر همهء مواضع مرده افتاده وگنده شده وشخصي كه از موضع بعيد به مشاهده آمده بود تقرير كرد كه هر كجا كه رفتم ، هيچ آواز نشنيدم وهيچكس را نديدم همچنانكه
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ، لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ »
وهمهء آن صحرا سبع گرفت وآن قحط به ملك شام واسكندريه رسيد وبسيار آدمي بمردند وقحط ووبا چنان گشت كه به ديدن ودم در كشيدن ودم ونفس يكديگر شنيدن مىمردند ودر تاريخ مىآيد كه بعضي پنداشتندى كه تندرستند ودر يك صنعت وحرفت كه زمان آن دو ساعت باشد چندين كس به جاى يكديگر مىايستادند وپياپى مىمردند . واين وبا وقحط در مجموع ولايتها وشهرهاى مصر وشام برسيد وشهر قدس نسبت با شهرهاى بد بدترين .
واگر خلق عالم آنچه چنگيزخان واتباع ايشان به قتل درآوردند مىبودند ، اين زمان در بسيط جهان جاى ومقام مردم تنگ آمدى . مورّخان
هامش
( 1 ) - نسخهء روسيه : وخمسايه .