گز در سيصد گز وچنان ساختهاند كه لونى سرخ دارد ومىگويند كه طايفهاى كه اين گنبد ساختهاند ، گفتهاند كه خراب كردن مشكلتر از ساختن است به همه حال ما ساختيم ، گو خراب كنند . يعنى نتوانند .
وگويند پادشاهى مسلمان در مصر بود وشيخى أو را به خرابى اهرام دعوت كرد ، غيرت نموده باشد كه اين گنبدها را خراب تواند كرد . مجموع مقنيان وبيلداران را طلب كردند وأكثر أهل مصر اتفاق نمودند وأموال بسيار خرج كردند ومدتي به خرابى گنبد كوچكتر مشغول شدند ، اندكى از آن خراب نتوانستند كرد ، چنانكه از دور هيچ ننمايد وچون به نزديك مىروند آن خرابى چنان مىنمايد كه چيزى خراشيده باشد . از أستاذ بنا پرسيد كه آنچه از اين گنبد كوچكتر كندهاند به هزار دينار راست توان كردن ؟
گفت « هزار دينار خرج يك سنگ باشد وچنان لطيف ومطبوع نيايد . »
ودر آن حوالي اهرام پايابى چند هست بغايت دور كه چندانكه فرو مىروند ، به ته آن نمىرسند ومىگويند كه سنگهائى كه گنبدها از آن ساختهاند ، از آنجا بيرون آوردهاند .
وهم در اين ناحية پاره سنگ مجرد در ميان صحراست كه ده گز در ده گز است وبلندى آن هشت گز وموضعي دو گز در دو گز در ميان سنگ كندهاند وحوالي آن سنگ در هر چهار طرف ، هر شكل وصورتي وصنعتى با آلات وأدوات هر كارفرمائى واسبابى كه در عالم است نقش كردهاند وغرض ايشان آن بوده كه اگر طوفانى به عالم برآيد وعالم خراب شود علمها وصنعتها از دست مردم نيفتد . بلكه به آن صورتها ونقشها نظر كنند واستدلال سازند وبدانند كه أسباب واشكال در عالم بوده است ، كسب كنند . ومىگويند اگر كسى خواهد كه نوعي از انسان يا حيوان مسخر خود گرداند بايد كه يك سال در آنجا مجاور شود كه هر سال وقتي هست كه آن صورتها حركتي
هفت كشور يا صور الأقاليم — صفحة 69
مساهمون: ستوده
ص٦٩