محمد خوشنام و او مريد اخى فرج زنجانى و او مريد ابو عباس نهاوندى و او مريد ابو محمد دوم و او مريد سرى سقطى و او مريد معروف كرخى و او دربان بارگاه امام هشتم ، قبلهء هفتم امام رضا - عليه السلام - بود . آن بزرگوار بعد از تبليغ مطالب خود در سال هفتصد و بيست هجرى « 1 » مطابق سال پنجم از جلوس سلطان ابو سعيد بن شاه خدابنده داعى حق را اجابت نموده [ 38 ] در جوار مقدس استاد خود در محلهء سرخاب استراحت گزيد . الآن علامتى از مرقدش نيست . گويا مرقد منور آن جناب را در تسلط سلطان سليمان خراب كردهاند . و الله اعلم بحقايق الامور .
در احوالات قطب الآفاق شيخ حسن بلغارى « 2 »
مسقط الرأس آن بزرگوار بلدهء نخجوان است .
در فقر و فنا و صدق و صفا و ترك تجريد و مشرب توحيد كمتر كسى با آن جناب برابرى مىنمود . حقير غير از حضرت مجذوبعلى شاه حاجى محمد جعفر همدانى از آسودگان تبريز كسى را در علو مرتبه و ارشاد و هدايت برابر شيخ حسن بلغارى نمىدانم .
حضرت مستعلى شاه شروانى در بستان السياحهء خود نام نامى او را در ابتداى اولياى تبريز شمرده . صاحب روضة الاطهار و رياض الابرار هر دو روايت نمودهاند كه آن جناب مىفرمود : « چون سلطان روح مرا از مكمن غيب به عالم شهود آوردند ياد دارم كه مرا در طشتى مىشستند و قابلهء من كه بىبى كرم نام داشت در دستش پارهاى طلا بود . چون بزرگ شدم همان طلا را در دست وى مىديدم » . و نيز مىفرمود كه : « سيزده شبانهروز روح من از جسدم مفارقت نموده به عالم تجرد پيوست و قالب چون مردگان افتاده بود باز بعد از آن به جسد عود نمود » !
راقم گويد اگرچه در نظر مردم اينطور مطالب خلاف معهود عالم به نظر مىآيد كه
هامش
( 1 ) . روضات الجنان : « تاريخ فوتشان به نظر نرسيد » ، روضة الاطهار : « عشرين و ست مائة 620 » .
( 2 ) . روضات الجنان ، ص 128 ؛ روضة الاطهار ، ص 100 .