تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
معروف [ 36 ] است . آن بزرگوار در زمان سلطنت طايفهء چنگيزى ظهور كرده . از مشهورات است كه ارغون خان بن اباقا خان بن هولاگو خان ، بابا را ملاقات كرده پرسيد كه شما فرقهء اسلام چرا مذهب خود را مقدم به ساير مذاهب دانيد ؟ فرمودند كه سببش را از اين پسر بايد پرسيد و اشاره به سلطان غازان خان نمودند كه هنوز زمان طفوليتش بود . ارغون خان مطلب او را از اين اشاره نفهميده كلامش را تكرار نمود . بابا فرمودند كه مىبينم در اين زودى زود ، اين نوباوهء تو در سرير سلطنت متمكن شده طريق حق را يافته مطلبى را كه تو استهزاوار مىنمائى از جان و دل قبول خواهد نمود . بعد از آن فرمودند عجب سعادتى است در اولاد تو كه يك‌به‌يك و بعد به بعد در تزكيهء قلوب و ترويج اسلام سعى ما لا كلام خواهند داشت . اشاره به اسلام سلطان غازان خان و تشيع شاه خدابنده است . مجملا آن جناب رئيس و پيشواى هفتاد و دو نفر از مشايخ زمان خود بوده و اسمشان در روضة الاطهار مرقوم و اكثرشان در جوار آن بزرگوار مدفونند . گويند مردم تبريز را اخلاص و ارادت بسيار بدان بزرگوار بوده تا حدى كه [ اگر ] هر صبح به ديدار او مشرف نمىشدند به بازار و دكان نمىرفتند تا در سال هفتصد و ده هجرى « 1 » مطابق با سال هفتم از جلوس شاه خدابنده سر به خاك تيره كشيد . قبر منور آن جناب در درآمد محلهء سرخاب بود . در فترت روميه در تسلط سلطان سليمان رومى خراب كردند .

در بيان احوالات شيخ المحققين پير محمد مشهور به پيرهمه « 2 »

آن بزرگوار از كبار اولياست . گويند نود سال تمام در روى خاك قدم مىزد . در عنفوان جوانى در شهر مراغه به پسر يكى از امراى هولاگو خان سوخته گرديده خاك‌نشين كوى
هامش
( 1 ) . روضة الاطهار : « 610 » كه مسلما غلط و متن ما صحيح است . سلطان محمد خدابنده اولجايتو در سال 703 به خانى رسيد و در 716 مرد . ( 2 ) . متن روضة الاطهار : « پير محمد » و پاورقى « پيرحمه » . روضات الجنان ، ص 54 ؛ روضة الاطهار ، ص 91 .