تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
سخن‌سرائى مىداد . قصايداتش ( ! ) دليل سخن‌سنجى آن بزرگوار است ، ديگر به خارج احتياج نيست . نمىدانم آنان كه خواجه سلمان ساوجى را ترجيح بر ظهير الدين داده‌اند آيا چه تصور كرده‌اند ؟ در حقيقت ظلم فاحشى به مولانا نموده‌اند . رجحان سلمان بر ظهير مثل رجحان امامى هروى است بر سعدى كه مجد همگر داده يا ترجيح همين ظهير الدين است كه به انورى نموده‌اند . اگرچه در مقام انصاف ، جمال الدين سلمان ساوجى - عليه الرحمة - به اشارهء سلطان اويس اكثر قصايدات ظهير را جوابهاى دلپذير گفته لكن باز در مقام موازنه فهميده مىشود كه فرقش بسيار است چنان‌كه ظهير الدين در توصيف بهار فرموده است :
ز اعتدال هوا حكم جانور گيرد * اگر به نوك قلم صورتى كنند نگار
خواجه سلمان در جواب گفته :
به‌سان غنچه بدن در كفن همىبالد * ز اعتدال هواى بهار موتى را « 1 »
خواجه ظهير الدين در توصيف قزل‌ارسلان گفته :
[ 107 ] زلفت به جادويى ببرد هركجا دلى است * وانگه به چشم و ابروى نامهربان دهد هندو نديده‌ام كه چو تركان جنگجو * هرچ آيدش به دست به تير و كمان دهد نه كرسى فلك نهد انديشه زير پاى * تا بوسه بر ركاب قزل‌ارسلان دهد چرخ است پير اختر و بخت تو نوجوان * بهتر كه پير نوبت خود بر جوان دهد
در جواب ظهير الدين خواجه سلمان اين قصيده را گفته كه يك فردش اين است :
هامش
( 1 ) . ديوان سلمان ساوجى ( چاپ اوستا ) ، ص 5 .