تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

[ 105 ] در ذكر خاقان الشعراء خاقانى شروانى - عليه الرحمة و الرضوان « 1 » -

معاصر المستضىء بنور الله عباسى بود و قصيده‌اى كه در وصف بغداد و مدح خليفه گفته بود به سبب كمالى كه در صنعت شعر داشته حسان العجم لقبش كردند . از شعراى معاصر خود از اسلوب شيخ مختار در مواعظ و حكم طريقهء شيخ سنائى پيموده ( ؟ ) قطعه‌اى كه بر وجه مفاخرت گفته مشهور و دو بيتش مسطور گرديد :
شاعر مبدع منم جان معانى مراست « 2 » * ريزه‌خور خوان من عنصرى و رودكى زنده چو نفس حكيم نام من از تازگى * گشته چو مال كريم حرص من از زندگى
در جاى ديگر مىفرمايد :
خاقانى آن كسان كه طريق تو مىروند * زاغند و زاغ را روش كبك آرزوست گيرم كه مار چوبه كند تن به شكل مار * كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست
رشيد وطواط كه از مشاهير دهر و حكماى عصر خوارزمشاهيان بود در مدح آن بزرگوار گفته :
اى سپهر قدر را خورشيد و ماه * وى سرير فضل را دستور و شاه افضل الدين بو الفضائل بحر فضل * فيلسوف دين‌فزاى كفركاه « 3 »
و ديگرى از بزرگان عصر در مدحش گويد :
كه مرا بار هست خاقانى * مفخر صد هزار خاقان است من نگويم كه طبع روشن او * همدم طعم آب حيوان است
هامش
( 1 ) . روضات الجنان ، ص 204 ، روضة الاطهار ، ص 116 . ( 2 ) . در ديوان خاقانى ( ص 681 چاپ عبد الرسولى ) :« شاعر مفلق منم خوان معانى مراست »( 3 ) . اما اين اشعار در هيچيك از نسخه‌هاى ديوان رشيد وطواط نيست به همين جهت اين گفته سست مىنمايد ( مقدمهء استاد مرحوم سعيد نفيسى بر ديوان رشيد وطواط ، ص 7 ) .